خوانشی لاکانی از غمنامه رستم و اسفندیار

نویسندگان

1 دانشگاه رازی

doi
10.22099/jba.2016.3146
چکیده

روانکاوی فروید و به تبع آن نقد روانکاوی به دلیل وجود پاره‌ای از مشکلات اساسی و عمده از جمله فروکاست‌ شدید و فردی شده این نظریه، مورد انتقاد بسیاری از روانشناسان و منتقدان قرار گرفت. فیلسوف و روانکاوِ پساساختارگرایِ فرانسوی، ژاک لاکان، با اصلاح این تناقض‌ها، رهیافت نوینی را نسبت به این یافته‌ی فروید، پیش روی همگان قرار داد و روانکاوی را از تنگنای محدود فردی به گستره اجتماع و نظم حاکم بر آن ارتقاء ببخشد. این جستار برآن است تا ضمن بیان نقش عمده پدر/قانون(و نه مادر) در هویت‌یابی سوژه، از گذرگاه این اندیشه‌ها، خوانشی متفاوت از متن باز و قابل تأویلِ غم‌نامه‌ی رستم و اسفندیار را به خوانندگان عرضه بدارد و به واسطه‌ی آن، تناقضات درونی و متوهم‌وار این پدر قانون‌گذار (که در این داستان گشتاسب نمود آن است) را درباره‌ی حس ربوده شدن لذتش، و انتقال این حس به سوژه/اسفندیار آشکار نماید تا در نهایت زوایای پنهان و علل اصلی به وجود آمدن این غم‌نامه‌ را از دیدگاهی نو بررسی کند.