بازشناخت نظریة «گذار فرامن قوم ایرانی از احکام غریزهمحور شاه» در داستان سیاوش (با تکیه بر دیدگاه ادبیـ روانکاوانة فروید)
نویسندگان
1 عضوهیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری
2 دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22099/jba.2016.3167چکیده
این جستار ، بر بنیاد دیدگاههای فروید به طرح دیدگاهی ادبیـ روانکاوانه میپردازد؛ اساس این دیدگاه، بر یافتن پاسخِ این پرسش استوار است که آیا میتوان به وسیلهی نقد روانکاوانهی داستان سیاوش، پیوندی در میانهی رخدادهای این داستان با تغییر احکام فرامنیِ قوم ایرانی، یافت؟ با چنین رویکردی است که یک دیدگاهی نوین ادبیـ روانکاوانه، همراستا با پرسش فوق مطرح میگردد: سیاوش، قربانی گذارِ فرامنِ قوم ایرانی از احکامِ غریزه محورِ شاه است؛ دیدگاهی که نگارندگان، از نقد روانکاوانهی داستان سیاوش، بهسان ابزاری برای اثبات آن بهره میبرند. بر اساس این دیدگاه، رویدادهای زندگی و مرگ سیاوش، بخشی از باورهایی را که در ذهن و فرامنِ مردم نهادینه شده بود به چالش کشیده است؛ مهمترینِ این باورهای نهادینه شده در فرامن ایرانیان، آن بود که حکم شاهی همواره همراستای احکام فرامنی است و البته این بدان سبب بود که احکام فرامنی در آن زمان، بیش از هر چیز تحت تأثیر و حتی ساختهی احکام شاهی بود. در داستان سیاوش شاهد چالشهایی هستیم که فرامن ایرانیان را درگیر خود میکند و شرایط را برای عبور از فرامن شاهساختهی قوم ایرانی به فرامنی فراشاهانه مهیا میسازد. امری که فرهنگ ایرانی را از عصر خداشاهی به عصر نوینی وارد میکند و سبب میگردد که ایرانیان یک گام از پذیرش خودکامگی حکومتها فاصله گیرند.