بررسی شخصیت پردازی داستانی _نمایشی زنان در منطق الطیر
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی /بخش عربی دانشگاه شیراز
2 دانشگاه هنر تهران
doi
10.22099/jba.2016.3144چکیده
اقتباس دراماتیک از متون کهن فارسی از دغدغههای درام-نویسان بوده است. منطق الطیر عطار از جمله منابع ادبی مورد علاقه نمایشنامهنویسان ایرانی است. ضعف مشترک چنین اقتباسهایی فقدان شخصیتپردازی و کنش دراماتیک است. این ضعف به دلیل عدم انطباق متون کهن ایرانی با اسلوبهای داستانگویی غربی است.نظریه ادبی گرماس، نظریهپرداز ادبی درباره شخصیت به سبب بررسی کنش براساس سه فعل خواستن، دانستن و توانستن این توانایی را به درامنویس میدهد تا شخصیتی کنشگر خلق کند.با انتخاب شخصیتهای زن در منطق الطیر و تطبیق آن با نظریه کنشی گرماس، الگویی هدفمند و عملی برای کمک به دارمنویس در خلق شخصیتی کنشگر بدست آمده است. ملاک انتخاب شخصیتها برای بررسی، وجود سه مولفه خواستن، دانستن و توانستن بوده است که شرایط شخصیت مرکزی شدن زنان منظق الطیر را فراهم میکند.براساس نتایج بدست آمده، به طور برجسته حکایت «شیخ صنعان و دختر ترسا» و چند حکایت دیگر را میتوان به عنوان یک داستان با ساختار کلاسیک و خطی معرفی کرد که واجد قابلیت شخصیتپردازی دراماتیک میباشند.واژگان کلیدی: عطار نیشابوری، منطق الطیر، شخصیتهای زن، الگوی کنشگری گرماس.