خوانش منظر باستانشناختی در ادارک معاصر (نمونه موردی تپه ازبکی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستان شناسی گروه باستان شناسی. دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران
2 استاد گروه مهندسی طراحی محیط، دانشکدة محیط زیست، دانشگاه تهران
3 استاد گروه باستانشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jarcs.2021.315621.142968چکیده
محیط زندگی امروز، برآیند روابط میان مردمان زیسته در آن و طبیعت، از زمان پیدایش گونه انسان بر روی کره زمین تا به امروز است. فعالیتهای انسانی و تغییرات ناشی از آن در بستر مکان، تحت تأثیر اعتقادات و نیازها و عوامل بازدارنده و تقویتکننده طبیعی روی داد و با تغییر نسلها و تغییرات اقلیمی اشکال مختلفی پیدا کرد که امروزه شاهد بقایای آن هستیم. منظر کنونی که نشانههای گذشته را دارد، منظر باستانشناسی نام دارد که حاصل ترکیب عناصر عینی و ذهنی است. بخش عینی آن آثار باستانی است، اما بخش ذهنی آن شامل روابط جوامع، فرهنگ و تغییرات آنکه اغلب مغفول میماند؛ در صورتی که این بخش نادیده بسیار پویا بوده و نقش بسزایی در شکلگیری عینیت موجود داشته است. در این مقاله تلاش شده است تا از طریق پدیدارشناسی منظر باستانی، روشی جهت خوانش آن در ادراک انسان معاصر ارائه شود. پدیدار شناختی از منظر نیازمند یک رویکرد جامع است که در آن ما توجه زیادی به «طبیعت» و «فرهنگ»، به مکانهایی با شواهد و بدون شواهدی از تغییر یا فعالیتهای انسانی داریم. در این روش با در نظر گرفتن سلسلهمراتب وقایع تاریخی-فرهنگی و عینیت بازمانده از آنها، همچنین پیوند انسانهای زیسته در آن با محیط طبیعی اطراف، از طریق ترجمان آن در ادراک انسان امروزی، خوانشی ارائه میدهد که علاوه بر تأکید بر حفاظت از ساختارهای عینی باستانی، پیوستگی این مناظر را با بستر آن حفظ می نماید و منظر باستانی را از صرف حفاظت، به منظری پویا و تعاملپذیر با انسان امروزی تبدیل میکند. پس درک تکامل مناظر باستانشناختی و ارزشهای آن از نظر راهبردهای حفاظت و برنامهریزی از اهمیت اساسی برخوردار است. این مناظر دارای ارزشهای ذاتی طبیعی و فرهنگی هستند که بر این اساس، ادغام جنبههای عینی و ذهنی در روشهای حفاظت و معرفی این مناظر یک شرط ضروری است