بررسی و تبیین اندیشه‌های سیاسی هگل و تأثیرات آن در جغر افیای سیاسی

نویسندگان

1 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jhgr.2022.343168.1008489
چکیده

بسیاری از فلاسفه در حوزه سیاست و فضا به‌ویژه جغرافیا قلم‌فرسایی کرده‌اند و براین‌اساس نظام سیاسی موردنظر خود را چه به‌صورت واقعی یا چه به‌صورت ایده‌آل ترسیم نموده و نظم سیاسی موجود را مورد نقد و یا تأیید قرار داده‌اند. در این میان هگل ازجمله فیلسوفان و اندیشمندانی است که جامعه سیاسی بعد از خود را به‌شدت متأثر کرده است. در این پژوهش، اثرات آرای فلسفی - سیاسی هگل (1770-1831) بر اندیشه‌ها و مسائل جغرافیای سیاسی همچون اشاراتِ صریح و تلویحیِ او به عوامل ثابت و متغیر ژئوپلیتیکی نظیر سرزمین، جمعیت، اقلیم، مرز، نحوه ساختار حکومت و حتی دیدگاهِ سلبیِ او نسبت به جغرافیا و تأثیرات آن بر اجتماع، بخصوص دیدگاه‌های او در مورد دولت، حاکمیت ملی و حتی جنگ که زمینه‌ساز اندیشه‌های رئال‌پلیتیک، نزد اندیشمندانِ پس از اوست، همچنین حوزه‌های ژئوپلیتیکی جهانی (حوزه مدیترانه به‌عنوان قلب تاریخ جهان به‌زعم هگل) دولتِ ارگانیک و نظم نوین جهانی او، به‌عنوان نمونه‌ای از اثرات دیدگاه‌های سیاسی - فلسفی بر جغرافیای سیاسی که زمینه‌ساز تحولات بسیاری در تاریخ جهانی شد، به‌صورت توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. می‌توان گفت که بسیاری از نظریه‌های مهم ژئوپلیتیکی به‌صورت مستقیم (نظریه رئال‌پولیتیک، نظم نوین جهانی، نظریه دولت ارگانیک) و غیرمستقیم (نظریه هارتلند) وام‌دار این فیلسوف سیاسی هستند. همچنین باید گفت که هگل به تأثیرات متغیرهای مهم ژئوپلیتیک در قدرت ملی اشاره‌ای بسیط دارند.