دلالت‌‌های رویکرد قابلیت‌‌های انسانی در آموزش‌‌ عالی: روش فراترکیب

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، ایران.

3 استاد، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.22034/jstp.2023.11364.1664
چکیده

آموزش عالی به مثابه یکی از کانون‌‌های پیشرفت جامعه و زمینه‌‌ساز پیشرفت در سایر حوزه‌‌ها مورد توجه قرار گرفته، و بنابراین کیفیت این نهاد و میزان دستیابی به اهداف آن از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم، با توجه به تغییر پارادایم‌‌های توسعه از توسعه اقتصادی به توسعه انسانی بیش از پیش خود را نشان می‌‌دهد چرا که در توسعه انسانی نیز، انسان، محور و هدف توسعه است و رویکردی که بر آن تأکید می‌‌کند تحت عنوان رویکرد قابلیت‌‌ها معرفی می‌‌شود. رویکرد قابلیت‌‌ها رویکردی کامل‌‌تر، کل‌‌نگرتر و متحول‌‌کننده‌‌تر نسبت به رویکرهای پیشین به آموزش مانند رویکرد سرمایه انسانی و حقوق در طراحی برنامه آموزشیِ آموزش عالی ارائه می‌‌دهد زیرا با نیازهای زمینه‌‌ای از پیش تعیین‌‌شده محدود نشده است. با نگاهی به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر بر دلالت‌‌های رویکرد قابلیت‌‌های انسانی در آموزش عالی تمرکز می‌‌کند. در روش‌‌شناسی پژوهش، از رویکرد فراترکیب بهره گرفته شده است. بدین منظور با جستجو در 16 پایگاه علمی معتبر، 1945 مقاله اولیه در فاصله زمانی 1979 تا 2022 و 1358 تا 1402 شناسایی و 12 مقاله مرتبط انتخاب شد و مورد بررسی و کدگذاری قرار گرفت. فراترکیب مطالعات پیشین نشان می‌‌دهد دلالت‌‌های رویکرد قابلیت‌‌ها در آموزش عالی را می‌‌توان ذیل چهار مقوله قابلیت‌‌های زمینه‌‌ای، قابلیت‌های رفتاری، قابلیت‌‌های آموزشی و قابلیت‌‌های اقتصادی-رفاهی دسته‌‌بندی کرد. مقولات فرعی (قابلیت‌‌ها) شناسایی شده نیز شامل 20 مفهوم هستند.