فریدون دهقان، کاوه آهنگر و ضحاکْ دیو
نویسندگان
1 هیأت علمی/دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
doi
10.22099/jba.2015.2489چکیده
از میان پژوهندگان شاهنامه، علی حصوری و به پیروی از او احمد شاملو بر آن است که ضحّاک در پی بازسازیِ جامعهی اشتراکی و بیطبقه، جمشید را که مطابق با اوستا، داراییِ دیوان (به گمان حصوری تودهی مردم) را ستانده و جامعهای طبقاتی را طرح ریخته، از پای در میآورد؛ امّا فریدون به یاری کاوه، با از میان بُردنِ ضحّاک، دوباره جامعهی طبقاتی را بنیان مینهد. مطابق با گاهان، دیوان کسانیاند که کِشت نمیکنند و دام نمیپرورند؛ بنابراین، جمشید داراییِ کسانی همانندِ ضحّاک که پدر دامپرورِ خویش، آبتینِ زارع، گاو برمایه را میکُشد و مرغزار را از بین میبَرَد و در یک کلام، سرمایۀ کسانی را که مانعِ تولیدند، متصرّف میشود؛ نـه تـودهی رنجکِشِ جامعه را. نیز بـه هیچروی، ضحّاک جامعهی بیطبقه نساخته؛ بلکه در حکومت او، دو طبقهی ممتازِ ارتشتار و موبد، بازسازی میشوند؛ به این معنی که پیش از سقوطِ جمشید، ارتشتاران، هواخواهِ او میشوند و طبقهی موبدان نیز در تعبیرِ خوابِ هولناکِ ضحّاک، وارد دربارش میشوند. تنها دو طبقهی دهقان و صنعتگرند که به دلیل سیاستهای ضدِّ تولیدِ مرد تازی از میان رفتهاند که این دو طبقه، در چهرهی فریدون و کاوه آشکار میشوند. فریدون اگرچه در شاهنامه پادشاه است، مطابق بـا متن دینکرد، فرّهی کشاورزی دارد و نامِ پدرش در اوستا آثویه به معنایِ آبیار است و آن را نشانی بر زارع بودنِ خاندانِ او انگاشتهاند. همچنین کاوهی آهنگر در تاریخ بلعمی به کشاورزی شناخته شده؛ پس میتوان ستیزِ فریدون و کاوه با ضحّاک را ستیز دهقانان با دشمنانِ کشت و دام و صنعت دانست.