نقش روابط مفهومی در توسعه و دگرگونی معنایی نشانهها ی زبانی (مطالعۀ موردی نیاز در شعر حافظ)
نویسندگان
1 هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
doi
10.22099/jba.2015.2411چکیده
چکیده: آفرینندگان متون ادبی برای بیان نگرش خود به پدیدهها، گاه معانی برخی نشانهها را گسترش می-دهند تا آنجا که گاه این معانی را دگرگون میکنند. این نشانهها واژگان کلیدی هستند که دسترسی به معانی آنها دشوار به نظر میرسد. امروزه معناشناسی و روابط مفهومی میان واژگان و جملات، میتواند امکان تحلیل عینی روند گسترش یا دگرگونی معنایی نشانهها را فراهم کند و با بررسی روابط مفهومی نشانهها، به نگرش آفرینندگان این متون نیز دست بیابد. در میان روابط مفهومی تضاد معنایی و شمول معنایی میان واژگان و از میان روابط مفهومی میان جملات، تضمن معنایی از کارآیی ویژهای در تحلیلِ معنای نشانههای زبانی در متن برخوردارند. برای بیان نقش روابط مفهومی درگسترش و دگرگونی معنایی نشانههای زبانی، «نیاز» در شعر حافظ برگزیده شد. یافتهها نشان میدهند؛ روابط مفهومی میان واژگان و میان جملات، پیوندهای معنایی میان؛ «زهد» و« عُجب»، «خودبینی»، «کبر»، «فریبکاری» و «ریا»، معنای «زهد» را گسترش داده چنانکه با «ریا» شمول معنایی پیدا کرده و ترکیب «زهد ریا» را پدید آوردهاست. معانی بافتی کلید واژگان؛ «زهد» و «ریا» و «نیاز» نشانگر آن است که حافظ در کنار روند آسیبشناسی اجتماعی و فردی «زهد»، پیوندهای پیچیدهای از دلالتها و ارجاعات معانی ضمنی مبتنی بر تقابل میان «نیاز» و «زهد» آفریده که معنای نشانهی «نیاز» را گسترش دادهاست و با پیوند و همپوشانی معنایی « نیاز» با اصطلاح «فقر عرفانی» مفهوم «زهد حافظانه» را در آن گنجانده است. بنابراین روابط مفهومی علاوه بر توان دستیابی بر نگرش شاعر، زمینهی شناخت معانی گوناگون واژگان کلیدی متن را نیز فراهم میکند.