شروط داوری معیوب: تحلیل رویکرد دادگاههای ملی و تفسیر شروط داوری مرکز داوری اتاق ایران
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی،تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد، واحد کرج، ایران
doi
10.22054/jplr.2025.88084.2956چکیده
بیش از پنجاه سال پس از مقاله تأثیرگذار Frederic Eisemann، شروط داوری معیوب همچنان یکی از موضوعات چالش برانگیز در حوزۀ داوری است. در مقام تفسیر این شروط و احراز اعتبار یا عدم اعتبار آنها، دادگاههای کشورهای مختلف و حتی دادگاههای یک کشور رویکردهای متفاوت اتخاذ کرده اند. معیارها و روشهایی که دادگاهها و دیوانهای داوری در تفسیر قصد مشترک طرفین به کار میگیرند تا حدود زیادی بستگی به دیدگاههای این مراجع نسبت به تعارض و تقابل میان اصول از یک سو و سیاست حمایتگرانه از داوری از سوی دیگر دارد. عدم اعتبار موافقتنامۀ داوری میتواند منجر به عدم صلاحیت مرجع داوری، ابطال رأی داوری و مانع از اجرای آن شود. در داوری سازمانی، علیرغم وجود شرط نمونۀ داوری، طرفین قرارداد غالباً از شرط نمونه استفاده نمیکنند و سازمانهای داوری با شروط داوری معیوب متعددی مواجه میگردند. این مقاله با استفاده از رویکردها و آرای دادگاهها، به ویژه در کشورهای پیشرو در داوری، به تقسیمبندی و تفسیر برخی از شروط داوری در اختلافات ارجاع شده به مرکز داوری اتاق ایران میپردازد و نیز علل پیدایش این شروط را بررسی و سپس پیشنهادهایی در جهت اصلاح ارائه مینماید. نظر Frederic Eisemann، درباره شروط داوری معیوب همچنان مصداق دارد و نتایج این پژوهش نشان میدهد که این مشکل، خطر جدی برای توسعه و کارآمدی نهاد داوری به شمار می آید.