ابوریحان بیرونی؛ عوامل روی‌آوری به مردم‎شناسی دین

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت علمی گروه ادیان وعرفان تطبیقی دانشگاه شهرکرد، ایران، شهرکرد

doi
10.22111/jrm.2023.45464.1125
چکیده

تجزیه و تحلیل مباحث انسان‌شناسی در چارچوب گفتمان ابوریحان، مهم‌ترین مسئله این مقاله را تشکیل می‌دهد. یکی از دانشمندان انسان شناسی، که بیش از هزار سال پیش توانسته این گفتمان را در زمانه خویش براساس مولفه­های مردم­شناسی توسعه دهد، بدون شک ابوریحان است، واکاوی و کنکاش در منابع ایشان و به‌دنبال آن ساختن یک چارچوب جدید بر مبنای مفاهیم و داده‌های ایشان می‌تواند کمک زیادی به این پژوهش در رسیدن به هدفش بکند. در این پژوهش که با روش کتابخانه­ای و تحلیل محتوا صورت گرفته است،  ابوریحان بیرونی را دانشمندی با سبک و روش در علوم دریافته است، وی ضمن طبقه‌بندی علوم، سیستماتیک و نظام‌مند بوده است. ابوریحان به فهم و درک دقیقی از روش در علوم رسیده بود و هر علمی را بر اساس روش خودش انجام می‌داد. براین اساس، هدف‌مندی او باعث شکل‌گیری مبانی فکری و نظری ایشان شد. ابوریحان روح حقیقت‌جویی و ذهن خلاقی داشت به­گونه­ای که هر مطلبی را به سادگی نمی‌پذیرفت و نخست آن را مورد آزمایش داده و تا آن را در بوته امتحان قرار نمی‌داد به راحتی نمی‌پذیرفت. او هر علمی را با روش خودش می­سنجید و نتایج حاصل از آن را بیان می­کرد، او در علم مردم­شناسی از روش مشاهده، مشارکت، عدم ارزش­گذاری پیش داوری استفاده می­کرد و هرچه را می­دید بدون دخالت دادن عقاید خود، آن را بیان می­کرد و اهمیت پژوهش حاضر سبک و روش ابوریحان بیرونی را در بحث انسان­شناسی نمایان می­کند.