انسانشناسی عرفانی جبران خلیل جبران در مقایسه با سهراب سپهری
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد خرم آباد،دانشگاه آزاد اسلامی ،خرم آباد، ایران
2 کارشناسی ،گروه زبان انگلیسی ،دانشگاه فرهنگیان، اراک، ایران
3 دانشیار ،گروه ادیان و عرفان، ,واحد خرم آباد،دانشگاه آزاد اسلامی ،خرم آباد،ایران
doi
10.22111/jrm.2023.46319.1136چکیده
شناخت انسان از خویشتن خویش از ارکان شناختشناسی عرفانی است. جبران خلیل(1883-1931م) شاعری واجد بارقههایی از عرفان، ولی هنوز در آستانۀ معبد خلقت است. با آنکه او تجربههای ناب یک عارف را از زبان "مصطفی" بازگو میکند، اما گرفتاریش در دام سنّتها موجب شده است تا برخی او را در جایگاه عارفان بزرگ ننشانند. سهراب سپهری (1307-1359) نیز شاعری در جستجوی آگاهی، عشق و عاطفۀ در پیوند با عرفان است. عرفان سپهری تفاوتهای ماهوی قابل توجهی با عرفان کلاسیک ایران دارد. او در اشعارش بیشتر به اندیشة عرفانی از نوع خاص بودایی تمایل نشان میدهد. این نوشتار به شیوۀ توصیفی و تحلیل محتوا نشان میدهد که هر دو شاعر در بیان عناصر عرفانی و انسانی مانند خودشناسی و عشق، وامدار عرفان کلاسیک اسلامیاند. عرفان جبران، برگرفته از روح تصوف شرقی، با صبغههایی از "کتاب مقدس" و متأثر از ادبیات غرب و شخصیت عیسی(ع) است؛ حال آنکه سهراب سپهری متأثر از تصوف هند و ایرانی با پس زمینهای از ناتورالیسم و متمایل به مکتب انسانمدارانۀ بودایی میباشد.