در چمن بیخبری : دربارۀ حق ندانستن
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 وکیل پایۀ یک دادگستری از کانون وکلای دادگستری مرکز، تهران، ایران؛ دانشآموختۀ کارشناسی ارشد حقوق، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران
doi
10.22054/jplr.2025.88329.2962چکیده
آگاهی در نظام پزشکی حقّی بنیادین برای بیمار است که هم در اخلاق و هم در حقوق جایگاهی تثبیتشده دارد. پزشک نیز به دلیل مسئولیت حرفهای و احتمال طرح دعوای مدنی موظف است اطلاعات پزشکی را بهطور کامل در اختیار بیمار قرار دهد. بااینحال، این الزام گاه با مصالح روانی و شخصی بیمار در تعارض قرار میگیرد، بهویژه زمانی که اطلاع از وضعیت سلامتی بهجای توانمندسازی، موجب اضطراب یا اختلال در تصمیمگیری میشود. در این زمینه پرسش مهمی مطرح میشود: آیا باید همواره بر حقّ بیمار برای دانستن تأکید کرد یا آنکه ندانستن، در مواردی، میتواند انتخابی آگاهانه و اخلاقی باشد؟ در پاسخ، مفهوم «حق ندانستن» پدید آمده که به فرد اجازه میدهد از دریافت اطلاعات حساس مانند دادههای ژنتیکی یا تشخیصهای روانی خودداری کند، بیآنکه این امتناع بهمعنای غفلت تلقی شود. این حق بر اصول خودمختاری و خودتعیینی استوار بوده و دربرابر پیامدهای ناخواسته افشای اطلاعات، ازجمله اضطراب، انگ اجتماعی و فشار تصمیمگیری نقش محافظتی دارد. این پژوهش با رویکردی میانرشتهای ابعاد حقوقی، پزشکی و فلسفی این حق را بررسی میکند و نشان میدهد که در اسناد بینالمللی تنها بهعنوان ترجیح شناخته شده است در ایران نیز بهدلیل فقدان چارچوب قانونی روشن، توسعهنیافته باقی مانده است.