بازجست نقش پرسش و چگونگی حلّ مسائل زندگی از دیدگاه مولوی

نویسندگان

1 دانشجوی گروه زبان انگلیسی ، دانشگاه فرهنگیان، اراک ، ایران

2 دانشیارگروه ادیان و عرفان- دانشکده ادبیات- دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد-خرم آباد- ایران

3 دبیر، آموزش و پرورش، استان لرستان ، ایران.

doi
10.22111/jrm.2023.7576
چکیده

حل مسأله نقش مهمی در زندگی روز مرۀ انسان ها و تأمین روان ­درستی آنان ایفا می­ کند. انسان اندیشمند برای تداوم حیات و رفع نیازهای روزمره­ ی زندگی خویش نیازمند کسب مهارت های زندگی به ویژه مهارت  حلّ مسأله از طریق پرسش کردن است. جلال­الدین محمد مولوی بلخی(604-672ه.ق) در زمره­ ی عارفان بزرگی است که تحت تأثیر فرهنگ قرآنی– اسلامی و با استفاده از ابزار تمثیل و با نقل حکایات جذاب و دلنشین توانسته است چگونگی حل مشکلات جامعه ­ی بشری را آدمیان تبیین نماید. این عارف بزرگ پرسش­ گری را از وجوه تمایز انسان از حیوان برشمرده و پرسش را مدخلی مطلوب و مناسب برای حل مسائل زندگی مادی و معنوی انسان و نیل او به کمال مطلوب و آرامش واقعی تلقی می­کند. این نوشتار با تحلیل دو حکایت «پادشاه و کنیزک» و واکاوی قصۀ «باغبان و شبه ­دزدان» در مثنوی معنوی مولوی و با روش توصیفی و تحلیل محتوا نشان می دهد که مولوی آگاهانه به تبیین حلّ مسائل زندگی انسانها در جامعه اهتمام داشته است. لذا وی بر رعایت مراحل شش گانه حل مسأله اهتمام جدی می ورزیده است و در صدد حل منطقی مسائل بر آمده است..