چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار
نویسندگان
1 دانشگاه قم
2 دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jba.2014.1953چکیده
چیستی و اقسام مرگ از منظر عطار چکیده مرگ از جمله رویدادهای رازآلود بشر از آغاز آفرینش بوده است. از آنجا که بشر همیشه خود را با این پدیده مواجه دیده و از آن گریزان و ترسان بوده، دغدغهای همیشگی برای شناختن و شناساندن آن داشته است. بررسی اندیشهی مرگ از دیدگاه عطار، عارف توانمند قرن ششم هجری، توجه به این دغدغهی مشترک بشری است. مرور و تأمل بر کاربردهای واژهی مرگ و مترادفهای آن در آثار عطار، نشان میدهد که عطار به مرگ، بینشی چند جانبه دارد و هرگز در پی محدود کردن آن به معنایی خاص برنیامده؛ بلکه به فراخور موقعیت، هربار به یکی از معانی و جوانب آن پرداخته است؛ از این رو با توسعه در معنای مرگ، دو نوع مرگ را مطرح میکند: مرگ طبیعی و مرگ ارادی (عارفانهی عاشقانه). برجستهترین معنایی که عطار در آثار خویش برای مرگ آورده است، معنای اخیر است که در مقابل آن علاوه بر جسم و جان، بهشت نیز رنگ میبازد و حجاب راه به حساب میآید. از سوی دیگر، وی مرگ را امری همگانی و یکسان برای تمام موجودات عالم هستی میداند و همین به رخ کشیدن حادثهای است که همواره بر آدمی فاتح و غالب است و مانند سدّی عظیم و حادثهای گریزناپذیر در برابر خواستههای بیپایان آدمی رخ مینماید. از این رو بشر نه تنها نمیتواند هیچ تدبیری در مواجهه با آن بیندیشد؛ بلکه حتی هیچ علم و آگاهی نیز در این باره ندارد و تنها راه درمان این درد، تسلیم و خموشی است. از طرف دیگر؛ دنیا کاروانسرایی است که بشر مدتی محدود در آن زندگی میکند و سپس آن را در اختیار دیگران قرار میدهد. پس بشر باید بیدار بماند و آمادهی شنیدن آوای درای کاروان باشد. واژههای کلیدی: مرگ، عطار، عارف، ناپایداری، دنیا، زندگی، آخرت. 3/2/93