مفهوم زمان در شعر شاملو و ادونیس

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد

2 استاریار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

3 هیأت علمی دانشگاه بیرجند

doi
10.22099/jba.2014.1629
چکیده

بشر، زمان را به دو صورت تجربه می‌کند: نخست، زمان بیرونی که ناپایدار و گذراست و نهایتا در چهره‌ی مرگ، نمودار می‌شود و دیگر، زمان درونی که آدمی با تصور شاعرانه‌ی آن می‌خواهد جاودانه بماند. پژوهش حاضر با بررسی تطبیقی سروده‌های شاملو و آدونیس، به چگونگی بازتاب مفهوم زمان، به منزله‌ی تجربه و تصویری مشترک، در شعر این دو شاعر معاصر اختصاص دارد. در آغاز، تعریف لغوی و اصطلاحی زمان و معرفی مهم‌ترین دیدگاه‌های مطرح شده در باب آن مورد توجه قرار گرفته، سپس اندیشه‌ی شاعران و دریافت آنان از گونه‌های زمان بررسی شده است. نتیجه‌ی این پژوهش نشان می‌دهد که شاملو و آدونیس، برای رستن از چنبره‌ی زمان و پیوستن به جاودانگی از شیوه‌هایی چون بازگشت به گذشته، اسطوره‌ و عشق یاری می‌طلبند. هرآینه، نگاه مشترک دو شاعر به مقوله‌ی«زمان» همراه با افق دید وسیع‌شان از دغدغه‌های انسانی، می‌تواند گامی برای حرکت ادبیات امروز به سوی ادبیات جهانی تلقی شود.