مدلسازی اجرای طرح مدیریت منطقهای آموزش عالی ایران با رویکرد تفسیری-ساختاری
نویسندگان
1 دکتری آیندهپژوهی، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران.
2 ستادیار گروه سیاست فناوری و نوآوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران.
3 استادیار گروه تأمین مالی و اقتصاد علم، فناوری و نوآوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران
4 استادیار گروه مطالعات آینده علم و فناوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران.
5 استادیار گروه مطالعات آینده علم و فناوری، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران.
doi
10.22034/jstp.2022.13943چکیده
با توجه به ارجاع روزافزون امور دانشگاهی به وزارت علوم (تشدید تمرکز و دیوانسالاری)، کاهش مشارکت دانشگاهها در تصمیمگیریها و برنامهریزیها (کاهش پاسخگویی) و کاهش کیفیت حجم آموزش عالی (عدم تناسب و توازن جدی میان فعالیتهای دانشگاهی و استعدادها، مزیتها و نیازهای مناطق)، مطالعات «مدیریت منطقهای آموزش عالی» از نیمه دوم دهه ۹۰ آغاز شده اما تغییرات پیدرپی و روند کند در پیشبرد این طرح، جای تأمل را باقی گذاشته است. این مقاله بر آن است تا با شناخت عوامل کلیدی در پیادهسازی مدیریت منطقهای آموزش عالی، پیشرانهای مؤثر بر موفقیت یا شکست طرح مزبور را که همان متغیرهای کلان تصمیمگیری در تنظیم، هدایت و ترتیب اثر این طرح میباشند، تجزیه و تحلیل نماید. پژوهشگران با انجام مطالعات کتابخانهای و مراجعه به خبرگان، عوامل مؤثر را شناسایی کرده و با توزیع پرسشنامه میان ۴۱ خبره در حیطههای آیندهپژوهی، سیاستگذاری علم و فناوری و مدیریت آموزش عالی، از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری برای تعیین روابط میان پیشرانها استفاده کردهاند. مدل نهایی از ۷ سطح برخوردار بوده و در آن عوامل به سه گونه «وابسته»، «پیوندی» و «محرک» در یک پیوستار منطقی تقسیمبندی شدند. این تحقیق نشان داد که سه پیشران "اقدامات قانونی"، "تقویت استقلال دانشگاهی" و "عملکرد آموزشمحور، پژوهشمحور یا تلفیقی وزارت عتف برای مدیریت گذار" پیشنیازهای اساسی اجرای طرح مدیریت منطقهای آموزش عالی هستند.