اصل استقلال یا وحدت مدیریت و مالکیت شرکتهای تجارتی: مطالعۀ تطبیقی در حقوق ایران و آمریکا
نویسندگان
1 دانشآموختۀ رشته حقوق جزا و جرمشناسی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری تهران، تهران، ایران
2 دانشآموختۀ رشتۀ حقوق خصوصی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/jplr.2025.79387.2842چکیده
تفکیک مالکیت از کنترل در شرکتهای تجاری، بهمثابۀ یکی از چالشهای بنیادین حکمرانی شرکتی، همواره محلّ تقابل دو رویکرد حقوقی رقیب، یعنی وحدت و استقلال مدیریت از مالکیت بوده است. این پژوهش با اتخاذ روششناسی تطبیقی، به ارزیابی کارکرد عملی و مشروعیت حقوقی این دو اصل در نظامهای حقوقی ایران و ایالات متحده آمریکا پرداخته و خلأ تحلیلی موجود در ادبیات حقوقی داخلی را مورد توجه قرار داده است. با بهرهگیری از روششناسی کیفی و رویکرد تحلیلی و با استناد به دادههای کتابخانهای، قوانین دو کشور در چارچوب نظریههای کلان حاکمیت شرکتی مورد تحلیل مقایسهای قرار گرفتهاند. یافتهها حاکی از آن است که اصل استقلال مدیریت در ایران با موانع ساختاری ناشی از تمرکز مالکیت و عدم شفافیت اطلاعاتی مواجه است؛ درمقابل، نظام حقوقی آمریکا با تدوین چارچوبهای تنظیمگری دقیق، رویکردی کارآمدتر اتخاذ کرده است. نتایج پژوهش ضرورت بازنگری ساختاری در نظام حکمرانی شرکتی ایران را آشکار میسازد، ازجمله: تفکیک نهادی مدیریت از مالکیت، ارتقای استانداردهای افشای اطلاعات و ادغام مدیران مستقل و اجرایی در ترکیب هیئتمدیره بهمنظور همسوسازی سازوکارهای حاکمیت شرکتی با الزامات بازار سرمایۀ پویا. این مطالعه مسیرهایی نوین برای اصلاحات تقنینی و توسعۀ گفتمان علمی در حوزۀ حکمرانی شرکتی در ایران ارائه میکند.