از این افسانه در باب حقیقت و حقوق
نویسندگان
1 گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکدۀحقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران ایران
doi
10.22054/jplr.2025.84501.2909چکیده
آیا دو رکن مهم حقوق، یعنی قانون و رأی دادگاه، باید همیشه صریح و مطابقِ حقیقت باشند؟ به نظر میرسد همهجا صراحت کلام برای قانون مطلوب نباشد و آنجا که قانونگذار میداند که نمیتواند قانونی عادلانه بنگارد، باید حکم کلیِ خود را به ابهام و ایهام برگزار کند تا قاضیان بتوانند دستکم در هر مورد جزئی به حُکمی منصفانه دست یابند. باوجوداین، درصورتیکه قانون حکم ناعادلانۀ خود را بیپروا انشا کرده است، راهِ دستیابیِ دادرسان به حق اجرای فرضهای قضایی است؛ احراز نکردنِ امر موضوعی به نیّتِ اجرا نکردنِ امر حُکمی. شرطِ انصاف امّا اینجا آن است که فرضهای قضایی برای بازیابی عدالتِ گمشدۀ قانون بهکار رَوَند نه برای تحمیل ظلمی مضاعف بر شهروندان؛ معیارِ این تشخیص نیز دو طرف دعوا، دادرسانِ دادگاههای عالی، و داوریِ فهم عرفی خواهد بود