تحلیل میتوس‏های روایی لشکرکشی کیکاوس به مازندران در شاهنامه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

2 دانشگاه بیرجند

doi
10.22099/jba.2014.1472
چکیده

     روایت‏های شاهنامه به ویژه در قسمت پهلوانی دارای ساختاری مشابه است که از اصلی اسطوره‏ای در شیوه‏ی روایت پیروی می‏کند. شخصیت‏ها، کنش‏ها و ترتیب وقایع در این روایات به طور فراوانی همساز و همگام با بخش‏های روایت آن‏ها است. در این مقاله کوشش شد خوانشی نو با تکیه بر کهن‏الگوها و نمادهای نظریّه‏ی یونگ و تلفیق آن با نظرِ نورتروپ فرای درباره‏ی میتوس‏های شکل دهنده‏ی اثر ادبی، در بافت روایت منظومِ "حمله‏ی کیکاوس به مازندران" در شاهنامه‏ی فردوسی ارائه شود. به همین سبب نمادهای اسطوره‏ای این حکایت بررسی و مفاهیم آن به استناد بیان شد، سپس نقش این نمادها در پیرفتِ بخش‏های مختلف حکایت در ارتباط با میتوس‏های فرای بیان شد. در پایان روشن شد روایت مذکور داری سه بخش ساختاری است که بیانگرِ میتوس‏های تابستان، زمستان و بهار در نظریه‏ی نورتروپ فرای است و نمادها و کهن‏الگوهای هر بخش در خدمت ساختار میتوس همان بخش هستند. چنین رویکردی در دیگر روایت‏های شاهنامه هم‏چون حمله‏ی کیکاوس به هاماوران هم به روشنی قابل مشاهده است.