تجربهی دینی حافظ شیرازی بر اساس نظریهی گلاک و استارک
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
10.22099/jba.2013.1519چکیده
تجربهی دینی حافظ شیرازی بر اساس نظریهی گلاک و استارک علیاکبر باقریخلیلی* سهراب قهّارپورگتابی** دانشگاه مازندرانچکیدهچالشهای دین در دنیای مدرن و دفاع به ویژه جامعهشناسان از کارکردها اجتماعی دین، موجب شد تا جامعهشناسی دین در حوزهی پژوهشهای دینی شکل گیرد و پژوهشگران این حوزه را بر آن دارد تا راهکارهایی برای عملیاتی و اجرایی کردن دین، ارائه نمایند و کارکردهای آن را در مناسبات و تعاملات اجتماعی نشان دهند. لذا، از این رهگذر برای دین ابعاد متعدّدی مطرح نموده و آن را به عنوان پدیدهای چند بُعدی، معرّفی کردند. نظریهی گلاک و استارک از جمله مهمترین نظریههای مطرح در حوزهی مذکور است. در این نظریه برای دین پنج بعد، ذکر شده:1. اعتقادی؛ 2. مناسکی؛ 3. تجربی؛ 4. فکری 5. پیامدی. تجربهی دینی از عناصر مشترک همهی ادیان و یکی از ابعاد مهم دین و در حکم جوهر آن میباشد. در تجربهی دینی بر احساس که منبع ژرف دین است تأکید میگردد. در حقیقت، بعد تجربی دین شیوهای برای احساس حضور خداوند در درون میباشد. گلاک و استارک برای تجربهی دینی چهار شاخص برشمردند:1. شناخت؛ 2. توجّه؛ 3. ایمان و 4. ترس و بیشتر، کارکردهای اجتماعی آنها را مورد توجه قرار دادند. حافظ شیرازی، به عنوان شاعرِ مسلمانِ عارف، صاحب تجربههای دینی است. شناخت حافظ، شهودی و مبتنی بر شیوهی عاشقانه است. عشق در تجربهی حافظ، پدیدآورندهی پایدارترین نظام اجتماعی استوار بر مناسبات و تعاملات انسانی است و توجّه یا نیایش، بیداری و تعادل در رفتار اجتماعی را در پی دارد. ایمان، تعیینکنندهی نحوهی عمل و معنابخش زندگی است و عدالت محوری و عملگرایی، دو کارکرد عمدهی اجتماعی ایمان حافظ است. ترس در تجربه دینی حافظ راهی ندارد و حافظ امید را به جای آن مینشاند؛ زیرا ترس مربوط به آینده است؛ در حالی که حافظ اهل اغتنام فرصت و طالب زندگی در زمان حال است.* دانشیار زبان و ادبیّات فارسی. aabagheri@umz.ac.ir(نویسندهی مسئول)** کارشناس ارشد زبان و ادبیّات فارسی. Afarinesh_1385@yahoo.comتاریخ دریافت مقاله: 3/2/91 تاریخ پذیرش مقاله: 6/10/91