شعر عرفانی و صوفیانه در دوره مشروطیت
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه گیلان
doi
10.22099/jba.2013.955چکیده
شعرِ عرفانی و صوفیانه در دورهی مشروطیّت احمد رضی* هادی قلیزاده**دانشگاه گیلانچکیدهدر دورهی مشروطیت به دلیل رواج تجددگرایی و فراگیری تفکرات اجتماعی ِمتأثّر از غرب، تصوف و به پیروی از آن، شعر عارفانه به گوشهای خلوت از جامعه پناه برد؛ اما به رغم به حاشیه رانده شدن عرفان و تصوف، در آثارِ سرایندگانِ این دوره، شعرهای عارفانهی بسیاری وجود دارد. این مقاله بر آن است تا وضعیت شعرِ عرفانی را در دورهی مشروطیت، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. در این مقاله مهمترین زمینهها و عواملِ عرفانگریزی و تصوّفستیزی روشنفکرانِ عصر مشروطه و نیز برخی از دلایل به حاشیه رانده شدنِ شعر عرفانی در این دوره، موردِ بررسی قرار میگیرد و با سیری در آثارِ سرایندگان برجستهی این دوره، بازتابِ مضامین عرفانی و تغییرات و دگردیسیهای صورتگرفته در مفاهیمِ آن بررسی میگردد. این سرایندگان به سه گروه صوفیان، عالمان دینی و ادیبان، تقسیمبندی شدهاند. شاعرانِ ادیب نیز در سه گروه، تقسیمبندی شدهاند: برخی از آنان در عین سرودن شعرهای انقلابی، به پیروی از سّنت شعر کلاسیک فارسی، اشعار عارفانه نیز میسرایند؛ برخی، گاه، نیمنگاهی به اشعار عارفانه دارند و دسته سوم، در تعارض با اندیشههای صوفیانه به نقد و نفی تصوف میپردازند. مهمترین انتقاد آنان به تصوف، توصیههای صوفیان به فردگرایی، سیاستگریزی، خودشکنی، جهانوطنی، خردستیزی، گوشهگیری زنان از اجتماع، رواج روحیهی تسلیم و رضا و کمتوجّهی به کسب و کار است. این بررسی نشان میدهد که تصوف در عصر مشروطیت، رونق و رواج گذشتهی خود را از دست داد؛ اما اندیشهها و مضامین عارفانه از ذهن و ضمیر بسیاری از شاعران این دوره بیرون نرفت و به اشکال مختلف،حضور خود را در بخشی از اشعار این دوره حفظ کرد.* دانشیار زبان و ادبیات فارسی. ahmadrazi9@gmail.com (نویسندهی مسئول)** دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی. gholizadeh_hadi@yahoo.comتاریخ دریافت مقاله: 1/4/91 تاریخ پذیرش مقاله: 18/11/91