کارکرد ادبیات در برنامه گفتگو محور تلویزیونی؛ با تمرکز بر مقایسه تطبیقی برنامه ماه عسل و برنامه اُپرا شو

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشجوی دکتری دانشگاه علامه طباطبائی

3 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22034/scm.2024.423740.1691
چکیده

رسانه‌ها از زمان ظهور نشریات، به عنوان یکی از ابزارهای اثرگذار در شکل‌دهی افکار عمومی شناخته شده‌اند. با توجه به نقش محوری زبان در ساخت برنامه‌های تلویزیونی، این پژوهش به مطالعه اهمیت ادبیات در ساخت و اجرای این برنامه‌ها می‌پردازد. بنابراین با تکیه بر عنصر زبان، برنامه‌ها را نشانه‏شناختی تلقی کرده و با مقایسه تطبیقی برنامه های«ماه عسل» و «اپرا شو»، کارکرد ادبیات در این برنامه‌ها مطالعه شد. روش پژوهش مورد استفاده در این تحقیق، تحلیل نشانه شناختی است و با توجه به یافته‌های بدست آمده می‌توان ادعا کرد: هر دو برنامه واجد دو محور جانشینی و همنشینی هستند، طولانی بودن «ماه عسل» باعث می‏شود تا عناصر جدیدی در محور جانشینی شکل بگیرد. در حالی‌که در «اُپراشو» به علت ضرباهنگ بالاتر برنامه، کمتر با شکل‏گیری عناصر جدید روبرو هستیم. در تأویل هرمنوتیکی، با توجه به نشانه‏شناسی پیرس، هر دو برنامه نه تنها عناصر نشانه‏شناختی را در خود دارند، بلکه مولفه‏های غیرِ زبانی (فیلمبرداری، صحنه‏پردازی، موسیقی و غیره) را هم شامل می‌شوند. بر اساس این نشانه‌ها در برنامه «ماه عسل» داستان و در «اُپراشو» موضوع دارای اهمیت بیشتری است. بررسی تطبیقی دو برنامه «ماه عسل» و «اُپرا شو» نشان می‌دهد که هر دو برنامه از ادبیات در سطوح مختلف زبانی، محتوایی و ساختاری استفاده می‌کنند. با این حال، نحوه استفاده از ادبیات در این دو برنامه متفاوت است.