نگاهی دیگر به ناسازواری میان اژدهاکشی رستم و اژدهاپیکری درفش وی

نویسندگان

1 خوزستان

doi
10.22099/jba.2013.931
چکیده

نگاهی دیگر به ناسازواری میان اژدهاکشی رستم و اژدهاپیکری درفش وی سعید شهرویی* چکیدهدر بررسی کردارهای رستم، پهلوانِ پهلوانان شاهنامه، یک ناسازواری (تناقض) دیده می­شود؛ بدین­گونه که تهمتن در خوان سوم، اژدهایی را به یاری رخش می‌کشد؛ اما از دیگر سوی، نگاره­ی درفش او، اژدهاپیکر است و در داستان نبرد با اسفندیار به نیای مادری خود، دهاک (اژی­دهاک)، می­بالد. از آن‌جا که در اساطیر ایران، اژدها نماد گجستگی بویژه نماد خشکسالی است، بالیدن رستم به دهاک و اژدهاپیکری درفش وی، بسیار شگفت­انگیز است. در این پژوهش راز این چیستان بازکاوی شده است. آن‌چه به دست آمد بدین­گونه است که اژدهاپیکری درفش رستم و اژدهاکشی وی، هر دو بن­مایه­ای آریایی دارند و ناسازواری میان آن­ها یک ناسازواری بنیادین و اساسی نیست؛ زیرا هر کدام، جداگانه نماد و نمایان‌گر آیینی ویژه است: 1) اژدهاپیکری درفش رستم، در بنیان، میراثی است که او از نیای خود، گرشاسپ، به ارث می­برد؛ بدین­گونه که گرشاسپ در آغاز، اژدهایی را می‌کشد و به یادگاری این دلاوری، نشان اژدها را بر درفش خود حک می­کند. پس از وی برخی دیگر از پهلوانان خاندان رستم چنین درفشی برمی­گزینند. هم‌زمان، درفش اژدهاپیکر نشانه­ی «جهان­پهلوانی» نیز دانسته می­شود؛ چراکه بر اساس گزارش­های فردوسی و اسدی طوسی، این درفش تنها شایسته­ی جهان‌پهلوانان است. گفتنی است که اژدهای درفش جهان­پهلوان نه­تنها گجسته نیست، بلکه نشانه­ای همایون است؛ زیرا در بنیان، نماد پیروزی پهلوان بر اژدهاست. 2) اژدهاکشی تهمتن، نماد نبرد با پتیارگی بویژه نماد نبرد با خشک‌سالی است. * کارشناس ارشد زبان و ادب فارسی s.shahrouei@yahoo.comتاریخ دریافت مقاله: 17/4/91                تاریخ پذیرش مقاله: 19/12/91