تحلیل الگوهای استقراری عصر آهن دشت پیرانشهر با تکیه بر سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری باستان شناسی دانشگاه محقّق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 مدیر کل میراث فرهنگی استان اردبیل و عضو هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه محقق

3 استادیار باستا ن شناسی دانشگاه محقّق اردبیلی، اردبیل، ایران.

doi
10.22059/jarcs.2021.257545.142564
چکیده

تفسیر رفتارهای گذشته ­ی انسان و توجّه به درک و سنجش فرایندهای پیچیده­ی تعاملی بین انسان و محیط از حیث وابستگی آن به اجزای محیط طبیعی و اکولوژیکی در مرکز توجّه باستان­ شناسی جدید قرار دارد. بررسی­ های باستان­شناسی و تحلیل الگوهای استقراری، از روش­ های شناخته شده در باستان­ شناسی برای کمک به شناخت این فرایندهای تعاملی است. حوضه ­ی جنوبی دریاچه­ی ارومیه با مطالعات هیات باستان­شناسی دانشگاه پنسیلوانیا در تپه حسنلو و دشت سندوس به یکی از مهم­ترین مناطق باستان­ شناختی و مبنایی برای گاهنگاری در شمال­غرب ایران بدل گشت. در این میان دشت پیرانشهر از طرفی به دلیل همجواری با محوطه حسنلو در شمال و محوطه ربط در جنوب و از طرف دیگر به دلیل همسایگی این منطقه با قدرت­ های بزرگی چون آشور و اورارتو و مانّا در نیمه ­ی اوّل هزاره­ی اوّل ق.م جزو نواحی مهمّ از نظر مطالعات باستان­شناسی عصر آهن شمال­غرب ایران است. پژوهش پیش رو با این فرض که استقرارهای عصر آهن دشت پیرانشهر از الگوی استقراری مشخّصی پیروی می­کنند، دشت پیرانشهر را بررسی کرد. در این پژوهش سعی گردید با استفاده از روش مطالعات میدانی و کتابخانه­ ای و به­ کارگیری مدل­ های تحلیل جغرافیایی تفسیر روشمند و مناسبی از نحوه­ی توزیع محوطه­ های عصر آهن و هزاره­ی اول ق.م دشت پیرانشهر ارائه گردد. بررسی­ ها نشان داد که استقرارهای عصر آهن منطقه بیش از همه تحت تأثیر دو عامل جغرافیایی ارتفاع از سطح دریا و میزان دسترسی به رودخانه­ ها بوده و همین امر باعث ایجاد شبکه ­های خطّی در مسیر رودخانه ­ها و با ارتفاع گزینی مناسب نسبت به دشت گردیده است. همچنین مشخص شد که استقرارهای عصر آهن این دشت به تبعیت از شکل ناهمواری­ ها و جغرافیای طبیعی منطقه در نیمه­ی نخست هزاره­ی اول ق.م با ایجاد سلسله مراتب استقراری مشخّص میل به سوی تشکیل یک واحد سیاسی مستقل محلی داشته است که می­توان نشانه­ های وجود این واحد سیاسی را در متون آشوری نو با نام خوبوشکیا شناسایی کرد.