پیوند «زلف» و «دل» و کارکردهای هنری آن در دیوان حافظ

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jba.2013.545
چکیده

در میان آفرینندگان آثار ادبی، خواجه شمس­الدین محمد حافظ شیرازی، جایگاه ویژه‌ای دارد. این تمایز و برجستگی در گرو عوامل متعددی است از جمله این‌که حافظ در پدیدآوردن آثارش، شگردهای هنری فراوانی را به‌کاربسته که بسیاری از آن­ها به رفتار و کارکرد وی با زبان و شیوه­ی واژه­گزینی و واژه­چینی او بر روی زنجیره­ی سخن مربوط است. حافظ­پژوهان بسیاری تمام تلاش خود را به کار بسته­اند تا خود را در جهان ذهن و زبان حافظ وارد کنند؛ اگرچه بسیاری از این تلاش­ها، به نتایج ارزشمندی دست یافته اما هنوز «ماجرای پایان‌ناپذیر حافظ» در آغاز راه است و هر روز شاهد تلاش­های پی­گیر در شرح، تفسیر و گره­گشایی از منظورهای خواجه‌ی شیراز و به ویژه کشف رمز و راز ظرافت­های کلام وی هستیم و هرکس از زاویه‌ای دیگر به آثار وی می­نگرد. توانمندی حافظ در فراخوانی و احضار واژگان بر روی زنجیره­ی گفتار و نیروی تداعی­گری ذهنی وی، بر کسی پوشیده نیست. در این مقاله برای نشان دادن گوشه­ای از این توانمندی­ها، کارکرد و پیوند هنری دو واژه یا اصطلاح «دل» و «زلف» در غزلیات حافظ بررسی شده­است. در دیوان حافظ این دو واژه در حدود 78 مرتبه (در واحد بیت) با هم‌ و مرتبط با یک‌دیگر به کار رفته­اند که در هر بار با تصویر و تعبیری متفاوت روبرو می­شویم. دراین مقاله این کارکردهای هنری  در 22 دسته تقسیم شده‌ که بررسی و تحلیل آن‌ها از اهداف اصلی این مقاله است.