بررسی مقایسهای آرای بهار و نیما یوشیج دربارهی شعر و شاعری
نویسندگان
1 دانشگاه اراک
2 دانشگاه اراک
doi
10.22099/jba.2013.1546چکیده
انقلاب مشروطه یکی از مهمترین عوامل تحوّل در حوزهی سیاست، اجتماع، فرهنگ و ادبیات در عصر حاضر به شمار میرود. از نتایج مهم این نهضت، تفکیک و تقسیم جامعهی ایران به دو دورهی سنتی و مدرن است؛ این تقسیمبندی در ادب مشروطه و معاصر نمود تام و تمام داشته است. از جمله نتایج برخورد سنت و مدرنیسم در عرصهی شعر فارسی پیدایی شیوهی جدیدی موسوم به شعر نیمایی است که همگام با شعر کلاسیک تا امروز جریان دارد. این جستار بررسی و مقایسهی آرای دو شاعر همدوره، ملک الشعراء بهار به عنوان آخرین نمایندهی برجستهی شعر کلاسیک و نیما یوشیج به عنوان نخستین چهرهی شاخص شعر مدرن دربارهی شعر و شاعری است و از جمله اهداف آن نشان دادن کشمکش بر سر سنّت و تجدّد در حوزهی شعر و شاعری ـ که به تبع فضای کلی جامعه پدید آمده بود- است. فرضیهی پژوهش حاضر شناخت میزان تأثیرپذیری بهار و نیما از سنت و مدرنیسم است. نتیجهای که پس از دستیابی به نقاط اشتراک و افتراق آرای بهار و نیما به دست آمده، نشان میدهد که تکیهی زیاد بهار به سنّت سبب شده است که وی نوجویی را منحصر به محتوای تازه دانسته، نسبت به عناصر ساختاری شعر نگاهی سنّتی و محافظهکارانه داشته باشد؛ اما نیما به سبب آشنایی با ادبیات و مکتبهای ادبی غربی و احساس ضرورت نوجویی در شعر فارسی به مرور از سنّت شعر فارسی فاصله گرفته، به نوآوری همهجانبه در حوزهی عناصر ساختاری شعر روی آورده است.