ناکارآمدی علوم انسانی در دانشگاه های ایران بر اساس تجربه زیسته دانشجویان: یک پژوهش پدیدارشناختی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی، دانشگاه تهران، تهران

2 دکترای برنامه ریزی درسی، شرکت ملی نفت ایران، تهران.

3 استاد فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه تهران، تهران

doi
10.22034/jstp.2021.14.2.1349
چکیده

حوزه علوم انسانی که از مبانی فکری و فلسفی آغاز شده و تا کاربردی‌ترین دانش‌های مورد‌نیاز بشری امتداد یافته، به عنوان یکی از زیرساخت‌های مهم علمی، رابطه‌ نزدیکی با مفهوم توسعه و پیشرفت دارد که بدون در نظر گرفتن این حوزه، مسیر علم و پیشرفت کند خواهد بود. هدف این مقاله، مطالعه تجربه زیسته­ دانشجویان پیرامون علل ناکارآمدی علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران می­باشد که از روش پدیدارشناسی و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شده است، مشارکت‌کنندگان پژوهش از دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران و به روش هدفمند انتخاب شدند.  ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بوده و جمع‌آوری داده‌ها در پنجاه‌وپنج مصاحبه به اشباع رسید. یافته‌ها حاکی از آن است که ناکارآمدی علوم انسانی در گرو عدم اعتلای دستاوردهای علمی و پژوهشی آن، عدم توجه کافی به رشته علوم انسانی در بحث سیاست‌گذاری‌های کشوری و نبود بینش وسیع و جامع در حوزه علوم انسانی است. این موارد بیانگر وابستگی کامل علوم انسانی به نهادهای سیاست‌گذار است.