اندیشه ی آرمانشهری و شکست یا پیروزی در رخنه کردن به جهان فراواقعی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

2 دانشگاه آذربایجان

doi
10.22099/jba.2012.478
چکیده

مهم‌ترین اندیشه­ی نهفته در شعر «مانلیِ»  نیما و «رکسانا»ی شاملو، جسجوی جهان آرمانی در آن‌سوی واقعیت، نگرش بدبینانه و نفرت‌انگیز به جهان واقعی و تلاش برای آفرینش و القای دنیایی پر از آرامش و کامرانی است تا روح از اضطراب و آشفتگی و درد و رنج این جهان بیاساید. از آن‌جا که نیما در اشعار خود، متأثر از سمبولیست‌های قرن نوزدهم فرانسه است نگارندگان برآنند که وی در اعتقاد به جهان آرمانی و جنبه­ی سمبولیسم متعالینیز نمی‌تواند از آنان متأثّر نبوده باشد. این نوشته به بررسی و مقایسه­ی دو شعر مذکور از نظر پیوند و شباهت میان آن‌ها و چگونگی نگرش شاملو و نیما به دنیای واقعیت، جهان آرمانی و خلق آن در شعر خویش و نیز پیشینه­ی این اعتقاد و علت پیدایش آن می‌پردازد، در پایان نیز نشان می‌دهد که نیما در  کار خود مصمم‌تر و امیدوارتر است و در جهان آرمانی‌اش پا می‌نهد اما شاملو در آن تردید دارد و در تلاش خود برای رخنه در فراسوی واقعیت شکست می‌خورد.