«عشق» و تأثیر آن بر انسانگرایی و کمالطلبی در اندیشهی عارفانهی رشیدالدین میبدی، مولوی و وین دایر
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران-جنوب
doi
10.22111/jrm.2019.4955چکیده
عشق یکی از اصول اساسی در جهانبینی عرفانی و از محوریترین آموزههای صوفیانه است. از سویی عشق از مباحث عمدهی روان شناسی نیز به شمار میرود. با توجه به تأثیر شدید وین دایر(1940- 2015م) از ایدئولوژی شاعران و نویسندگان عارف، این مقوله در آثار وی نیز از اهمیّت به سزایی برخوردار گشته و به نقطهی کلیدی در اندیشه و تفکر او بدل شده است. میان دیدگاه میبدی (متوفی 480 ه.ق) و مولوی (604- 672 ه.ق) با وین دایر مشترکات زیادی از جمله: فطری بودن عشق، پاکبازی در راه عشق، تسلیم در برابر معشوق و ذکر مدام و... نام برد. «عشق» به خداوند گره خوردهاست بهگونهای که سالک جز خدا چیزی را در نظر ندارد و بدون همراهی عشق الهی هیچ کاری پیش نخواهد برد. در مقالهی حاضر، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه میبدی پیرامون مؤلّفههای عشق و کمالطلبی با نظرات وین دایر و مولوی مقایسه شده است. تحلیل آراء این سه شخصیّت نشان میدهد که در ساختار مردمگرای عشق، موضوعاتی چون توجّه به مفاهیم اساسی اخلاقی انسانی، دوری از ذمایم و رذایل اخلاقی مشترک بوده است. با استناد به یافتههای این بررسی میانرشتهای، اندیشهی شکوفا بودن عشق به اثبات میرسد.