حرکت در اندیشه و شعر شفیعی کدکنی

نویسندگان

1 دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

doi
10.22099/jba.2012.471
چکیده

دقت در شعر هر شاعری، ما را با اندیشه ها و روحیات او آشنا می سازد و بررسی زبان، موسیقی و صورخیال و دیگر عوامل سازنده ی شعر، راهی است برای نزدیک شدن به حالات درونی شاعر. به عبارت دیگر، حالات درونی شاعر بر روساخت کلام وی موثر است و این تاثیر را از بررسی عوامل سازنده ی شعر، می توان دریافت. ما برآنیم که مفهوم «حرکت» را در شعر محمدرضا شفیعی کدکنی بررسیم. شفیعی یکی از شاعران معاصر است که حرکت و پویایی در شعر و اندیشه ی او به گونه ای برجسته، نمود یافته است. به خصوص، این امر در دوره ی سرودن دو دفتر شعر از زبان برگ و در کوچه باغ های نشابور، تحت تاثیر اندیشه های مبارزه جویانه اش در آن ایام، بسیار محسوس و قابل اعتناست. در این جستار، از منظر زبان، موسیقی و صور خیال، به مفهوم «حرکت» در دو دفتر شعر یادشده ی او نگریسته شده است؛ نتیجه ی بررسی ها نشان می دهد که تمامی این عناصر، تحت تاثیر مفهوم حرکت قرار دارند؛ زبان شعر شفیعی، سرشار از واژگان، افعال و صفات حرکتی است و شاعر با استفاده از نمادهای طبیعت، به این حرکت و تکاپو، وسعت بخشیده؛ از سوی دیگر، موسیقی شعر او نیز بسیار غنی است؛ به نوعی که هر چهارگونه ی موسیقی (درونی، بیرونی، معنوی و کناری) در آن یافت می شود. در حیطه ی صورخیال هم، شاعر با کمک گرفتن از صنایع ادبی (تشخیص، تشبیهات گسترده و...) بر پویایی و تحرک کلامش افزوده است. شعر شفیعی، شعر امید و حرکت و سرشار از رهایی و پویایی است و این حرکت و تکاپو، بازتاب روح ناآرام شاعر است که در مجموعه شعرهای از زبان برگ و در کوچه باغ های نشابور به شکلی اثرگذار دیده می شود.