بررسی آموزههای عرفانی اوشو و تذکرهی عرفانی کلام الملوک باباجان قزوینی
نویسندگان
1 دانشیارگروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نوریزد- ایران
doi
10.22111/jrm.2018.4953چکیده
استفاده از آموزههای مکاتب عرفانی و تطبیق آن در ادبیات، ابزاری سودمند در تحلیل متون دینی و عرفانی است؛ به این منظور، در مقالهی حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، دیدگاه باباجان قزوینی پیرامون اندرزهای اخلاقی با نظریات اوشو مقایسه شده است. درونمایهی تذکرهی عرفانی کلامالملوک(1043 ق.) در مقامات عرفانی، احوال و سخنان عرفا و اولیای الهی است. جنبش عرفانی اوشو در قرن بیستم که مدعی نجات انسان بود، با نظریات عرفانی باباجان قزوینی که او نیز در پی تعلیم مضامین اخلاقی برای نجات آدمی است، درخور توجه و بازبینی است. باباجان قزوینی همچون اوشو، کمال انسان را در ترک هوای نفسانی انسان میداند. باباجان قزوینی و اوشو در پی رهایی انسان از رنج هستند و سرچشمهی این رنج را در نفس آدمی میدانند و معتقدند که آزخواهی و طمع سبب میگردد تا آرامش و شادی از حیات آدمی بیرنگ شود. همچنین، موضوعاتی چون توجه به عشق، ترک خودخواهی و نگه داشتن زبان، استفاده از داستان و حکایت برای تبیین موضوعات اخلاقی و گزینش زبان ساده برای تعلیم، از دیگر مضامین مشترک کلامالملوک و آرای اوشو است.