مقایسه دیدگاههای ابوریحان بیرونی و کلیفورد گیرتز در مردمشناسی دین
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهر کرد
doi
10.22111/jrm.2019.4534چکیده
مطالعهی دین از منظر انسانشناسی از مهمترین چشماندازهایی به شمار میآید که در عصر کنونی با اقبال فراوانی روبهرو شده است. دین همواره به مثابهی یکی از ارکان زندگی انسان، از منظرها و دیدگاههای گوناگونی مورد ارزیابی، تجزبه و تحلیل قرار گرفته است. در این میان، اندیمشندان زیادی در حوزههای مختلف مانند:الهیات، فلسفه، جامعهشناسی و انسانشناسی به ابعاد دین از منظرهای گوناگون پرداختهاند. از طرفی اندیشههای بزرگان انسانشناسی همچون: ابن خلدون و ابوریحان بیرونی، و از دیگر سو اندیشه کسانی مانند کلیفورد گیرتز (مهمترین انسانشناس عصر حاضر) در شکلگیری و بسط و توسعه انسانشناسی دین نقش آفریدهاند. مقاله حاضر به دنبال این است تا اندیشههای دینشناسانهی ابوریحان بیرونی و کلیفورد گیرتز را با محوریت قرار دادن رویکردشان نسبت به دین مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. در این مسیر ضمن پرداختن به این موضوع، به مسائلی نظیر تعریف دین، خاستگاه دین، نقش یا رویکرد دین از دیدگاه این دو اندیشمند پرداخته میشود.