بررسی ساختار استدلال در سه متن دورهی قاجار
نویسندگان
1 دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی
2 دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
doi
10.22099/jba.2012.462چکیده
استفان تولمین (2003؛ 1958) برای تحلیل ساختارهای استدلالی در کلام، ارکان اصلی سهگانهی ادعا، پشتیبان و زمینه را مطرح کرد که با سه رکن غیراصلی تعدیلساز، پیشبینی و پشتوانه، بر روی هم، اساس استدلال در کلام را قانونمند ساخت. در نوشتار حاضر، تلاش شده است با بهرهمندی از ارکان یاد شده، سه متن استدلالی از سه نویسندهی دورهی قاجار: سیدجمالالدین اسدآبادی، میرزا عبدالرحیم طالبوف و میرزا ملکمخان تحلیل شود و تشابهات و تفاوتهای ساختار استدلالی آنها بررسی گردد. این سه نویسنده از نظر جنبههای مختلف فکری و ساختار عقیدتی، نمایندهی سه جریان اصلی تفکر در صدر مشروطیت هستند و نوشتهها و عقاید آنها در نهضت روشنگری دوران قاجار، تأثیرگذار بوده است. مهمترین دستاورد مطالعهی حاضر آن است که تمایل ملکمخان و طالبوف به تعامل و اقناع خواننده بیش از اسدآبادی است که نشانگر ان است که اسدآبادی تمایل بیشتری دارد که خواننده ادعاهای او را به عنوان واقعیت مطلق بپذیرد.