تغییر در رشد و غلظت عناصر غذایی گیاه شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.) در واکنش به تلقیح گونه‌های مختلف قارچ مایکوریزا

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دکتری گروه علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه علوم باغبانی و مهندسی فضای سبز، دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22070/hpn.2023.16447.1172
چکیده

به­منظور بررسی و مقایسه تأثیر 10 گونه قارچ مایکوریزا متعلق به هفت جنس مختلف (Racocetra ، Rhizophagus، Claroideoglomus، Funneliformis، Diversispora، Acaulospora و Gigaspora) بر زیست توده و برخی خصوصیات بیوشیمیایی گیاه شنبلیله، پژوهشی گلدانی بر پایه طرح کاملاً تصادفی در سال 1399 در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. در پژوهش حاضر تغییرات ارتفاع بوته، تعداد شاخه­فرعی، تعداد گره، طول میانگره، طول و عرض برگ، وزن تر و خشک اندام هوایی، طول ریشه، وزن تر و خشک ریشه، محتوای نسبی آب برگ و غلظت عناصر غذایی پرمصرف (N, P, K, Mg, Ca) و کم­مصرف (Fe, Mn, Zn, Cu, B)در گیاه شنبلیله در واکنش به تلقیح مایکوریزایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس داده­ها نشان داد اثر قارچ­های مایکوریزا بر کلیه صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد معنی­دار شد. تلقیح با گونه­های مناسب قارچ مایکوریزا به­طور کارآمد از طریق بهبود محتوای نسبی آب برگ و جذب عناصر غذایی منجر به افزایش رشد و بهبود خصوصیات رشدی از جمله زیست­توده گیاه شنبلیله گردید. گیاهان تلقیح شده با قارچRacocetra castanea  بیشترین عملکرد را از نظر وزن تر و خشک داشتند و بیشترین مقدار عناصر غذایی در گیاهان تلقیح شده با قارچ‌هایC. claroideum  و Rhizophagus intraradices حاصل گردید. براساس یافته­های حاصل، واکنش گیاه شنبلیله به تلقیح با گونه­های مختلف قارچ مایکوریزا متفاوت بوده و تعیین گونه مناسب قارچ جهت بهبود رشد و عملکرد این گیاه ضروری می‌باشد. طبق نتایج این مطالعه تلقیح گیاه شنبلیله با قارچ­های C. claroideum ، R.. castanea و R. intraradices  می­تواند به­عنوان جایگزین مناسب کودهای شیمیایی جهت افزایش عملکرد این گیاه در سطح گلخانه و مزرعه پیشنهاد گردد.