درآمدی بر رهیافتهای نظری پیرامون نسبت میان ارتباطات، توسعه و جمعیت در ایران
نویسندگان
1 دانشکده اقتصاد دانشگاه چمران اهواز مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
2 استاد گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
3 سازمان برنامه و بودجه کشور دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22034/scm.2024.456282.1757چکیده
در چهار دهه گذشته، سیاستهای جمعیتی ایران از «کاهش موالید» به «افزایش فرزندآوری» تغییر کرده است. اما همراهی جامعه در طول برنامه اول توسعه با سیاست «کاهش جمعیت»؛ در دوره اجرای برنامه ششم توسعه با سیاست «افزایش جمعیت» تکرار نشد. از این رو جمعیت ایران که هم با «کاهش نرخ باروری به زیر سطح جایگزینی» روبروست و هم با مساله «سالخوردگی جمعیت» مواجه است؛ در وضعیت متعارضی قرار دارد. در این پژوهش با «مطالعه تطبیقی سیاستهای ارتباطی برنامههای توسعه ایران در موضوع جمعیت»؛ نخست درپی شناسایی سیاستهای ارتباطی برنامههای توسعه بوده و در گام بعدی با بررسی سیاستهای جمعیتی آنها؛ سیاستهای ارتباطی این موضوع از برنامههای توسعه را جستجوکردهایم تا دریابیم برنامهریزان توسعه برای آگاهی و همراهی افکار عمومی با این برنامهها بویژه در موضوع سیاستهای جمعیتی چه تدابیری اندیشیدهاند؟ یافتههای این پژوهش حاکی از روند رو به رشد سیاستهای ارتباطی برنامههای توسعه بهسوی پارادایم توانمندسازی و ارتباطات مشارکتی است. بررسی سیاستگذاری ارتباطی برنامههای اوّل و ششم توسعه پس از انقلاب بر اساس نظریه مجید تهرانیان؛ نیز نشان داد که هر دو برنامه مذکور، تمامی سه رویکرد این نظریه را در بر دارند. اما هیچکدام از این دو برنامه که به دلیل دو سیاست جمعیتی متفاوت «کاهش جمعیت» و «افزایش فرزندآوری» نمونهگیری شدند؛ برای آگاهی مردم از این سیاستها تمهیدی نیاندیشیده و فاقد سیاست ارتباطی در موضوع جمعیتند. البته دو قانون جمعیتی مصوب ذیل برنامههای اول و ششم توسعه (قانون تنظیم خانواده مصوب 1372 و قانون جوانی جمعیت و خانواده مصوب 1400) دارای سیاست ارتباطی هستند.