بررسی چگونگی ارتباطات فرهنگی بین ساکنان مرکز فلات ایران، زاگرس مرکزی، فارس و جنوب غرب ایران در هزاره پنجم ق.م

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری باستان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار گروه باستان شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین-پیشوا، تهران، ایران.

doi
10.22059/jarcs.2020.289501.142829
چکیده

مرکز فلات ایران یکی از کانون‌های اصلی تحولات فرهنگی در هزاره­ های ششم، پنجم و چهارم ق.م به حساب می­ آید. داده ­های باستان‌شناختی چون سنت سفال­ سازی، بیانگر تعاملات فرهنگی این منطقه با دیگر بخش ­های ایران از شمال غرب تا جنوب زاگرس مرکزی و حاشیه­ های غربی مرکز فلات ایران در ربع چهارم هزاره پنجم ق.م است. تأکید مقاله حاضر بر تحلیل روابط درون و برون منطقه­ای در این مناطق فرهنگی بر اساس داده­ های سفالی است و نشان می­ دهد که تا چه اندازه ایران در طی نیمه دوم هزاره پنجم ق.م دستخوش تحولات عمده گردیده است. از این رو، در راستای شناخت سطح پیچیدگی اجتماعی و فرهنگی در طی مقطع زمانی فوق، نگارندگان چگونگی وجود این سفال­ ها را در محوطه ­های شاخص کاوش شده در گستره­ای از دشت ورامین و قم تا شرق استان‌های کردستان و زنجان و دشت ­های شرقی زاگرس مرکزی، ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نموده­ اند. این پژوهش مشخص نموده که شباهت سفال­ های آلویی، با سفال دالما و گودین VII و تشابه سفال نخودی منـقوش قره‌تپه قمـرود با محوطه­ های مناطق فارس و جنوب غرب ایران، موجب تقویت نظریه وجود برهم­کنش ­های فرهنگی بین مناطق مذکور گردیده است. از آنجایی که جوامع مرکز فلات در این دوره بشدت دارای سازوکار و سازمان­دهی پیچـیده درون منطـقه­ ای خاص خود بوده­اند؛ و به خاطر عبور آن­ها از اقتصاد خودبسنده و نیاز به کالاهای استراتژیک همانند فلز مس که از جمله مهم‌ترین عوامل زمینه­ ساز ارتباطات و تعاملات فرهنگی بوده­ است؛ می­توان به شناخت نوینی از سطح میزان برهم­کنش­ های فرهنگی آن­ها در طی هزاره پنجم ق.م دست یافت.