شناسایی چالش های نظام آموزش دوره متوسطه دوم و ارتباط آن با بازار کار
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مدیریت آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکدة روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان،
3 دانشگاه سمنان، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، گروه مدیریت آموزشی
doi
10.22080/eps.2024.26527.2238چکیده
هدف پژوهش شناسایی چالشهای نظام آموزشی دوره متوسطه و ارتباط آن با بازار کار و ارائه راهکار بود.این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. جامعه آماری متخصصان، مدیران آموزش و پرورش در کشور در حوزه ارتباط آموزش با بازار کار در سال 02-1401 بودند که 13 نفر طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار مصاحبه نمیهساختاریافته و بررسی اسناد موجود در زمینه موضوع پژوهش بود. نتایج چالشها منجر به شناسایی 46 مضمون پایه، 13 مضمون سازماندهنده گردید که در قالب ۴ مضمون فراگیر شامل عوامل سازمانی (فرآیند یاددهی و یادگیری بیحاصل، ساختار ضعیف آییننامههای هدایت تحصیلی شغلی، عدم نیازسنجی تحصیلی شغلی)؛ عوامل انسانی (مشکلات مربوط به مدیران، مشکلات مربوط به مشاوران، مشکلات مربوط به معلمان، مشکلات مربوط به والدین، مشکلات مربوط به دانشآموزان، مشکلات مربوط به برنامهریزان آموزشی)؛ عوامل فراسازمانی (وجود شکاف آموزشی، بیعدالتی آموزشی، فقر اجتماعی فرهنگی) و عوامل اقتصادی و کالبدی (مشکلات مالی و زیرساختی) گردید. همچنین در بررسی راهکارها برای برطرف نمودن چالشهای موجود 45 مضمون پایه و 13 مضمون سازماندهنده شناسایی شد که در قالب 5 مضمون فراگیر شامل تدوین نقشه راه هدایت تحصیلی شغلی (بازنگری در قوانین آموزشی، آموزش مبتنی بر توانمندی عملی و کارآفرینی، برقراری ارتباط با گروههای مرجع)؛ بهبود فردی دانشآموزان (اکتشاف شغلی، بهبود خودپنداره دانشآموزان، بهبود مهارتهای شناختی دانشآموزان، بهبود مهارتهای اجتماعی ـ ارتباطی)؛ بهبود کیفیت روشهای آموزش و یادگیری (بهبود محتوای آموزشی، بهبود شیوههای تدریس)؛ تقویت اثربخشی بازیگران آموزشی (بهبود عملکرد معلمان، بهبود عملکرد مشاوران، بهبود عملکرد مدیران) و حمایتهای دولتی (توسعه مالی و فیزیکی) شد.