تحلیل و بررسی سمبلهای اجتماعی در سرودههای امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)
نویسندگان
1 دانشگاه ابن سینا همدان
2 دانشگاه همدان
doi
10.22099/jba.2012.275چکیده
تحلیل و بررسی سمبلهای اجتماعی در سروده های امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) دکتر علی محمدی * فاطمه کولیوند** دانشگاه بوعلی سینا همدان چکیده سمبل یکی از ابزار تصویرآفرینی است و مهمترین ویژگی آن، نداشتن یک معنی مشخص و صریح است؛ به همین دلیل از یک سمبل، معانی مختلفی برداشت میشود. در دورهی پهلوی از آنجا که فضای استبداد، به نویسندگان و منتقدان اجتماعی، اجازهی انتقاد صریح را نمیداد، در زبان و فکر شاعران و ادیبان، سمبل بسیار مورد توجه قرارگرفت. بهکارگیری جدی سمبل برای هدفهای اجتماعی، از دورهی نیما آغاز شد و در شعر شاعران پس از نیما چون نادرپور، اخوان، شاملو و ...، رشد و گسترش یافت. ابتهاج نیز که شاعری متعهد به نظر میرسد و از عرصهی اجتماع و تب و تابهای جامعه بهدور نبوده، از سمبل در جایگاه وسیلهای برای بیان مضامین و مفاهیم اجتماعی، استفاده کرده است. میتوان گفت خاستگاه بیشتر نمادهای شعر او «طبیعت»، «رنگها» و «ابزار زندگی» است. در اشعار اجتماعی سایه میتوان دو دسته نماد یافت: یکی نمادهای مرسوم (شب، صبح، دریا، جنگل، بهار، خورشید، چراغ و...) و دیگری نمادهای ابداعی (چمن، پرده، پنجره، تبر، سبزه، کال و... ). همراهی این نمادها با برخی از آرایههای ادبی همچون مراعاتالنظیر، تضاد، تشبیه و...، جایگاه ادبی سمبلها را برجستهتر کرده است. سایه نه تنها در حیطهی اشعار اجتماعی، بلکه در اشعار تغزلی هم، از سمبل استفاده کرده است؛ اما سمبلهای اجتماعی او برجستهتر و تأثیرگذارتر از سمبلهای عاشقانهی اوست. * دانشیار زبان و ادبیات فارسی mohammadiali2@yahoo.com(نویسندهی مسئول) ** مربی زبان و ادبیات فارسی f.kolivand@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 18/8/89 تاریخ پذیرش مقاله: 31/1/90