آسیبشناسی نظام سیاستگذاری آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه آموزش عالی، گروه، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزش عالی، گروه آموزش عالی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22080/eps.2023.24473.2148چکیده
هدف: هدف این پژوهش آسیبشناسی نظام سیاستگذاری آموزش عالی کشور است.روششناسی: در این پژوهش از روش شناسی کیفی و به طور خاص از روش تحلیل محتوی کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شده است. بر این اساس برای شناسایی آسیب ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس قاعده اشباع نظری با 15 نفر از خبرگان این حوزه که ترکیبی از صاحب نظران، پژوهشگران، مسئولان فعلی و سابق در سیاست گذاری آموزش عالی بودند، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. برای اطمینان از روایی پژوهش، اقداماتی در دو مرحله انجام شده است: تطبیق توسط اعضا، و بررسی همکار، که در آن چند نفر از متخصصان و صاحب نظران این حوزه یافته ها را بررسی و دیدگاه های خود را ثبت کرده اند.یافتهها: یافتهها تحقیق نشان داد که مشخص نبودن هدفگذاری و مأموریتهای آموزش عالی و نسبت آن با سایر سیاستهای دستگاههای اجرایی کشور، ضعفهای ساختاری، قانونی و نگاشت نهادی در سیاستگذاری آموزش عالی، مغفول ماندن استفاده از علم سیاستگذاری، کمتوجهی به چرخه فرآیند سیاستگذاری از تدوین سیاست تا نظارت، بیثباتی مدیریتی و نبود نگاه راهبردی بلندمدت در نظام سیاستگذاری آموزش عالی، کمتوجهی بهپیش نیازهای فنی و مالی در سیاستگذاری آموزش عالی و عدم توجه به سیستمهای یکپارچه اطلاعاتی و عدم تبیین از مهمترین آسیب است.نتیجهگیری و پیشنهادات: نمی توان نظام سیاست گذاری آموزش عالی ایران را تک بعدی نگاه کرد و باید برای تدوین سیاست های مطلوب و کارآمد همه اجزای این نظام همانند قطعات یک ساعت به درستی به ایفای نقش بپردازند.