نوسان زاویهی دید در روایت رمان کولی کنار آتش اثر منیرو روانیپور
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
10.22099/jba.2012.280چکیده
نوسان زاویهی دید در روایت رمان کولی کنار آتش اثر منیرو روانیپور دکتر غلامرضا پیروز* زهرا مقدسی** دانشگاه مازندران چکیده عنصر زاویهی دید، دریچهی دیدن است و منظور از آن در داستان، فرم و شیوهی روایت است. هر شیوهی روایت مانند دریچهای برای ارائهی اطلاعات داستان به خواننده است. انتخاب زاویهی دید مستلزم انتخاب روایتگر در داستان است. زاویهی دید در داستان مدرن در پیوند با روایت، شکلی منطقی و متمرکز دارد. امّا این عنصر در داستان پسامدرن، شکل و ساختار مألوف خود را که در داستانهای سنّتی و مدرن دیده میشد، از دست میدهد و در پیوند با جهاننگری پسامدرنیسم، دچار چرخش، نوسان و تغییراتی گسترده میشود. رمان کولی کنار آتش، از داستانهای پسامدرن فارسی است که خوانندگان در آن، با نوسانات عدیده در زاویهی دید و نظرگاه اسکیزوفرنیک، مواجه میشوند. روانیپور در زاویهی دید این اثر از شگردهایی چون چرخشهای زاویهی دید، به منظور تمرکززدایی در روایت بهره میجوید و با رویآوردن به زوایای دید چندگانه و آشفته و نامنسجم، دریچهای از جهان پیچیده و لجامگسیختهی اسکیزوفرنیک را در برابر چشمان خواننده میگشاید.این مقاله در نظر دارد تا نوسانهای زاویهی دید را در جایگاه یک وجه از روایت اسکیزوفرنیک، در رمان کولی کنار آتش، مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. * دانشیار رشتهی زبان و ادبیات فارسی pirooz40@yahoo.com (نویسندهی مسئول) ** دانشجوی کارشناسیارشد زبان و ادبیات فارسی zahramoghaddasi87@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 30/6/89 تاریخ پذیرش مقاله: 7/12/89