سیاست خارجی دولت موقت؛ تحلیلی از چشمانداز اقتصاد سیاسی
نویسندگان
1 کاندیدای دریافت دکتری روابط بینالملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران .
2 دانشیار علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
3 استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
4 استادیار روابط بینالملل، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22126/ipes.2019.3909.1101چکیده
سیاست خارجی دولت موقت بازرگان مقطع تغییر اساسی سیاست خارجی ایران از اتحاد و ائتلاف با غرب به سیاست خارجی مبتنی بر عدم تعهد است. این دوره همچنین تفاوتهای بنیادی و اساسی با سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دهه 1360، دارد. از این رو، درک دلایل و عوامل ظهور آن اهمیت اساسی دارد. این مقاله با هدف تبیین شکلگیری سیاست خارجی دولت موقت و نشان دادن دلایل و عوامل این تغییر و تحول از رهیافت اقتصاد سیاسی بهره میگیرد. اقتصاد سیاسی از رهیافتهای موجود فراتر رفته و با تأکید بر عوامل و عناصر داخلی و بینالمللی و تعامل پویای اقتصاد، سیاست و جامعه تبیینی از شکلگیری سیاست خارجی در این دوره به دست میدهد. این تبیین مبتنی است بر چگونگی عمل نیروهای اجتماعی و ماهیت آنها در این مقطع، ایدئولوژی و ساخت سیاسی مسلط و شرایط و نیروهای اقتصادی که در فضای تعامل و تأثیرگذار متقابل با هم و اقتصاد سیاسی بینالملل سیاست خارجی این دوره را شکل میدهند. اکنون برای رسیدن به این هدف این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان شکلگیری جهتگیری سیاست خارجی دولت موقت و عوامل و عناصر آن را از منظر اقتصاد سیاسی بینالملل تبیین نمود؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد شکلگیری سیاست خارجی دولت موقت در پرتو فهم ماهیت دولت متشکل از عناصر و عوامل سیاسی و ایدئولوژیک ساخت قدرت، نیروهای اجتماعی ماهیت و رابطه آنها با قدرت و ساخت و نهادهای اقتصادی و از منظر اقتصاد سیاسی در این مقطع قابل تبیین است.