دادخواهی در بیابان یا تحلیل قصههای شکار در برخی از متون و منظومههای ادب فارسی تا قرن هفتم
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jba.2012.289چکیده
دادخواهی در بیابان یا تحلیل قصههای شکار دکتر نجف جوکار* دانشگاه شیراز چکیده در برخی از منظومههای عرفانی و تعلیمی فارسی، قصههای کوتاهی دیده میشود که از چارچوبی یکسان برخوردار است. در این قصهها، پادشاه در شکارگاه به دلایلی نامعلوم، از همراهان جدا میماند و در بین راه، یکی از اهالی شهرها یا روستاهای دوردست که از ستم مأموران یا والی دیار خویش به تنگ آمده است، سر راهش سبز میشود. دادخواهی او که با تیززبانی همراه است، در آغاز خشم پادشاه را برمیانگیزد؛ اما سرانجام وجدان خفتهی وی بیدار میشود و با درنگ در سخن دادخواه، به عمق نابسامانی و پریشانی اوضاع حکومت پیمیبرد. اینگونه داستانها که صبغهای آرمانی به خود میگیرد، با پیامدی خجسته همراه است؛ زیرا پادشاه افزون بر احقاق حق شاکی و مجازات مجرمان، در پیِ اصلاح امور برمیآید. پراکندگی این حکایات در شعر سدههای ششم و هفتم، نشانگر دغدغهی مشترک سخنوران این دورهها و تلاشی فرهنگی برای غفلتزدایی ارباب قدرت و بیدارسازی آنان است. نگارنده در این نوشتار، به چند و چون این قصهها، ساختار بیرونی، اجزای درونی و علل شکلگیری آنها پرداخته است. * دانشیار زبان و ادبیات فارسی n.jowkar@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 1/6/89 تاریخ پذیرش مقاله: 20/12/89