نمادشناسی حکایت «بوف و زاغ» کلیله و دمنه بر پایهی اساطیر ایران و هند
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دانشگاه هرمزگان
3 دانشگاه هرمزگان
doi
10.22099/jba.2012.290چکیده
دکتر فرانک جهانگرد* پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تهران دکتر مصطفی صدیقی** طیبه گلستانی حتکنی*** دانشگاه هرمزگان چکیده اسطورهها با زبانی پیچیده و رازآمیز با انسان سخن میگویند و مفاهیمی عمیق و رازناک را با زبان خاص خود، نماد، بیان میکنند. نمادها علاوه بر بیان مفاهیمی ژرف که کشف آنها به شناخت بیشتر بشر از خود مدد میرساند، اغلب نشاندهندهی تضادها و پیوندها در دنیای اساطیری، افسانهها، قصهها و حماسهها هستند. در برخی از اسطورهها، تضاد و تقابل خیر و شر، روشنی و تاریکی، زمین و آسمان، باران و خشکی، خورشید و ماه و... به گونهای نمادین، مانند جنگ خدایان و اهریمنان، زاغ و بوم، مار و پرنده، قهرمان و اژدها و... نمایان میشود. تقابل روشنی و تاریکی نمونهای از این تضادهاست که از اصول بنیادین فرهنگ ایران باستان نیز به شمار میرود.در باب «بوف و زاغ» کلیله و دمنه نیز خویشکاری بوف و زاغ را میتوان بر اساس تقابل روز و شب بررسی کرد. با توجه به داد و ستدهای فراوان فرهنگی ایران و هند به ویژه در حوزهی اساطیر، در این پژوهش با رویکرد اسطورهای و روش تطبیقی، تفاوتها و شباهتهای عناصر متن بوف و زاغ در اساطیر ایران و هند جستوجو، بررسی و تحلیل شده است.در این باب، بوف میتواند نماد شب، تاریکی و ماه، و زاغ نماد روز، روشنایی و خورشید باشد و حکایت پیروزی زاغان بر بومان، غلبهی مهرپرستی را بر ماهپرستی، نشان دهد. * استادیار زبان و ادبیات فارسی fjahangard@yahoo.com (نویسندهی مسئول) ** استادیار زبان و ادبیات فارسی navisa_man@yahoo.com *** کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی golestani.tayebeh@yahoo.com تاریخ دریافت مقاله: 23/3/88 تاریخ پذیرش مقاله: 22/10/89