بررسی و باستانسنجی ظروف شیشهای سدههای3 و4 ه. ق با استفاده از روش میکروپیکسی مطالعه موردی: مجموعه دوران اسلامی موزه ملی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستانشناسی دوران تاریخی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
2 استادیار گروه باستان شناسی، پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی
3 استاد گروه باستان شناسی دانشکاه تهران
4 پژوهشگر پژوهشکده فیزیک و شتابگرها، پژوهشگاه علوم و فنون هستهای
doi
10.22059/jarcs.2019.243957.142489چکیده
باستانسنجی و آنالیز عنصری شیشههای باستانی در تعیین نوع شیشه، فنآوری و مواد سازنده و همچنین زمان ساخت آن، کاربرد دارد. در مقاله فوق، نتایج آنالیز عنصری تعدادی از شیشههای سدههای 3 و 4 ه. ق که در مخزن موزه ملی ایران نگهداری میشود؛ ارائه شده است. این نمونهها با نگاهی به پراکندگی جغرافیایی انتخاب شده تا بتوان میزان تغییرات ایجاد شده در ترکیبات شیشه را بهصورت محلی در این بازه زمانی تحلیل کرد. نمونههای آنالیز شده ظروف شیشهای در اشکال متنوع با رنگهای سبز، آبی و زرد حاصل از کاوشهای باستانشناسی است. آنالیز عنصری آنها به روش میکروپیکسی انجام و عناصر اصلی و کممقدار تشکیلدهنده نمونهها اندازهگیری شده است.سنجش و تحلیل شیشهگری این دوره علاوه بر نمونههای مذکور با نمونههای ایرانی موزه کرنیگ که توسط رابرت بریل مورد مطالعه قرارگرفته و همچنین با شیشههای هم عصر خود همچون فسطاط در مصر و قصر الحیر در سوریه مقایسه شده است.نتایج نشان میدهد، نوع شیشههای بهدستآمده در تمام مناطق یاد شده، از نوع سیلیکا ـ سودا ـ آهکی است. میزان اکسیدهای منیزیم و پتاسیم تمام این نمونهها، به غیر از نمونه شماره 10و 17 بیشتر از 5/2 درصد است، لذا منبع تأمین اکسید سدیم، خاکستر حاصل از گیاهان بوده است. نمونه شماره 10 که از هفتوان تپه بهدست آمده از نوع ناترونی بوده که بیشتر از مناطق مدیترانه شرقی به دست آمده است. شیشهگران این دوره از اکسیدهای فلزی مانند اکسید منگنز، آهن، مس و کبالت، بهعنوان عامل رنگزا یا بیرنگکننده استفاده کردهاند.