رابطه‌ی تجلّی با محبّت و معرفت(با تأکید بر مرصادالعباد نجم‌الدین رازی)

نویسندگان

1 دانشگاه شهید چمران اهواز

2 شهید بهشتی تهران

3 شهید چمران اهواز

doi
10.22099/jba.2012.296
چکیده

     دکتر نصرالله امامی*         دکتر محمد غلامرضایی**        عبدالمجید محققی*** دانشگاه شهید چمران اهواز   دانشگاه شهید بهشتی تهران    دانشگاه شهید چمران اهواز   چکیده شناخت انسان در عرفان اسلامی با جلوه‌های متعدّد خود، کلید درک بسیاری از مفاهیم عرفانی ادب فارسی است. در نگرش عارفان مکتب عاشقانه، محبت (عشق) صفت ذات حق است. که با آن، ابتدا به خود تجلّی نمود و ذات اقدسش جلوه‌ی تمام‌نمای هستی گردید و سپس آن را به روح محمدی تجلّی نمود و به واسطه‌ی  او، عالم و آدم را آفریده محبت خود را در وجود تمام ذرّات کائنات، تعبیه کرده است و از بین همه‌ی موجودات، انسان را به صورت خود آفرید و به او عشق ورزید و آینه‌ی دل او را مجلای ذات و صفات خود دید. به همین سبب، وی را خلیفه‌ی خود نمود و بار امانت معرفت خویشتن را بر دوش وی گذاشت. انسان هم باید با خودشناسی، به خودسازی روی آورد تا به نقش تجلی نموده‌ی حق در آینه‌ی وجود خود، معرفت حقیقی (شهودی) یابد. در بینش عرفای سلسله‌ی کبرویه، نزدیک‌ترین راه برای وصول به حق، طریق اهل محبت است؛ زیرا آنان بر اثر غلبه‌ی محبت و عشق و شور و حال، از خود و قوّت خود تهی شده‌اند و در ابتدای راه، حق با کمند جذبه آنان را به سوی خود عروج می‌دهد. (نجم‌الدین کبری، 1363 :36) در این سلسله، تخلیه‌ی دل از ماسوی‌الله و تصفیه‌ی آن به ذکر حق، و نیز تهذیب نفس در سایه‌ی شریعت و طریقت، از جمله طرق دستیابی به حقیقت معرفت است.  نگارنده به بررسی این موضوع از دیدگاه نجم‌الدین رازی  و بعضی مشایخ هم فکر او می‌پردازد و سعی دارد تا با تأکید بر معرفت شهودی، که سّر محبت و حقیقت گنج نهانی در آن تعبیه است، آینه‌ی دل انسان را حلقه‌ی این ارتباط معرفی کند.     *  استاد زبان و ادبیات فارسی nasemami@yahoo.com. ** استاد زبان و ادبیات فارسی m_gholamrezaei@sbu.ac.ir. ***دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی abdolmajidmohagheghi@yahoo.com(نویسنده‌ی مسؤول). تاریخ دریافت مقاله:  13/10/88                 تاریخ پذیرش مقاله: 2/8/89

کلیدواژه‌ها