تحولات فرهنگی شرق فارس در هزاره‌های چهارم و سوم پیش از میلاد

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری باستان‌شناسی پیش از تاریخ، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jarcs.2020.256262.142557
چکیده

در جغرافیای باستان­شناسی ایران، شرق فارس، دره­های فسا و داراب را در بر می­گیرد. مطالعات باستان­شناسی در این حوزه ابتدا با بررسی­های گذرا و کاوش­های شتابان استین در سال 1934 آغاز شد. چند دهه بعد، نخستین بررسی متمرکز در شرق فارس در سال­های 72-1971 م. به­دست میروشیجی انجام شد، اما مواد فرهنگی آن هیچ­گاه بصورت جزئی مطالعه نشد. به همین دلیل، فرهنگ­های پیش از تاریخ شرق فارس، مبهم و ناشناخته بود. بنابراین، به ­منظور درک تحولات فرهنگی این حوزه، ابتدا مواد بررسی میروشیجی بازبینی و مطالعه شد و سپس برای شناخت فرهنگ­های هزاره­های چهارم و سوم پ. م این منطقه، تپه وکیل­آباد در دشت فسا کاوش گردید. ترکیب نتایج بررسی میروشیجی و کاوش مذکور، چارچوب مناسبی از پیش از تاریخ این منطقه ارائه داد. حوزۀ شرق فارس، پس از دورۀ بَکون تا دورۀ کفتری، یک روند فرهنگی کمابیش محلی را تجربه می­کند. سفال­های محلی این بازۀ زمانی شامل وکیل­آباد، ضحاک، جوزجان، رودبال و گلیان است. تحلیل الگوهای استقراری این حوزه بیان­گر کاهش شمار استقرارها در دروۀ وکیل­آباد/ لپویی و با شدت بیشتر در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم و نیمۀ اول هزارۀ سوم پ. م است. این کاهش استقرارها شاید نشان ­­دهندۀ تحول شیوۀ معیشتِ بخش بزرگی از جامعه، از کشاورزی به دام­پروری بر پایۀ کوچ­روی باشد. به نظر می­رسد الگوهای استقراری پیش از تاریخ شرق فارس همانند حوضۀ رود کر بوده، اما در دورۀ بانش، حوضۀ رود کر در ارتباط با سرزمین پست شوشان به تحولات سیاسی و اجتماعی پیچیده­ای دست یافت و شرق فارس به منطقه­ای حاشیه­ای با جمعیت یکجانشین محدود، تبدیل شد.