جایگاه ژئوپلیتیک مقاومت در بازدارندگی نامتقارن در غرب آسیا
doi
10.22034/jgeoq.2025.513958.4261چکیده
غلبه رویکرد رئالیستی در غربآسیا به دلایل مختلف باعث شده تا بازدارندگی فعال نقش برجستهای را در امنیت و صلح، ایفا نماید. حضور رژیم اسرائیل پس از جنگ دوم جهانی مهمترین و طولانیترین منازعه در جریان کنونی جهان است که به عقیده بسیاری نظم کلاسیک و بازدارندگی متعارف در این منطقه را به چالش طلبیده و سبب بهم خوردن نظم و بازدارندگی متعارف و متقارن شده و این مهم از اصلیترین عوامل ریشههای منازعه و ناامنی است. برخورداری این رژیم از سلاحهای هستهای در مقابل توان دفاعی متعارف بقیه کشورها، کفه بازدارندگی را بهمزده و راهبردهای تهاجمی و جنگطلبانه آن در طول دههها، دولتها را سمت اتخاذ راهبردهای نوین سوق داده است. در این میان، محور مقاومت به عنوان اصلیترین مجموعه امنیت منطقهای با شکلبخشی به الگوی دوستی و دشمنی مشخص در غربآسیا، راهبرد بازدارندگی فعال را با محوریت گروههای مقاومت در برخی کشورها و نیز حمایت دولتهای متبوع آنها شکل داده و با نگاهی ژئوپلیتیک همراه با ایدئولوژی مقاومت، موجودیت و نظم سیاسی حاصل از روابط رژیم اسرائیل با برخی از کشورهای عرب منطقه را به چالش طلبیده است. سوال کلیدی آن است که ژئوپلیتیک مقاومت چگونه در بازدارندگی نامتقارن در غربآسیا ایفای نقش مینماید؟ فرضیه ان که ژئوپلیتیک مقاومت با همافزایی و همراستا نمودن جنبشهای مقاومت شیعی کشورهای غربآسیا در قالب مجموعه امنیتی مستقل، نوعی از بازدارندگی هویتمحور در محیط پیچیده و پرآشوب نامتقارن را ایجاد کرده است.