ساختار «صدا» در داستان‌های مندنی‌پور: نقش «زاویه دید» در «صدا»ی داستان

نویسندگان

1 دانشگاه علمی کاربردی اراک

doi
10.22099/jba.2012.300
چکیده

فرشته رستمی* مربی پاره‌وقت دانشگاه جامع علمی- کاربردی اراک   چکیده امروزه، داستان‌پژوهان نوین درباره­ی کارکرد «صدا» در روایت، دیدگاه­های گوناگونی دارند. بیش­تر این دیدگاه­ها بر پایه­ی نظریات باختین شکل گرفته است. به باور باختین، ساختار زبان «گفت­وگویی» است که در آن، گوینده و شنونده دارای رابطه­ای هستند که این رابطه‌، در متن شکل می­گیرد.فرایند زبان که در کم‌ترین شکل آن، دو نفر وجود دارند، هویت فردی ما را شکل می­دهد. گفت­وگوهایی که هویت و هستی ما را شکل می­بخشند، به دنبالِ گوناگونی صدا به وجود می­آیند. صداها می­توانند پاسخ­گوی نیاز ما بر شناخت خویش باشند و گاه حتی می­توانند شخصیت ما را دگرگون کنند.در این نوشتار، با استفاده از فن تحلیل اطلاعات، بر اساس تئوری باختین در‌باره­ی صدا، در داستان­های شهریار مندنی‌پور، از داستان­نویسان به‌نام معاصر، شکل گرفته است. این گزارش به بررسی داستان­هایی می­پردازد که از سال 1371 تا سال 1382 نوشته شده و دربرگیرنده­ی 31 داستان است.پیش‌پندار و فرض نخستین، آن است که شهریار مندنی‌پور در ایجاد صدا در داستان، موفق عمل نکرده است. این جستار برای کشف علل آن شکل گرفته است و در کندوکاو آن‌ها دریافته است که گزینش زاویه‌ی دید نقشی بنیادی در این زمینه داشته است.بر این پایه، این جستار زاویه دیدهای به کار رفته در داستان­های شهریار مندنی­پور را بررسیده و در پی آن می­کوشد نشان دهد که چگونه گزینش زاویه دید، متن را به «تک‌گویی» یا «چند صدایی» سوق می­دهد.در پیوند با این امر، بخشی را به تفاوت میان گفت­وگوDialogue) ) و گزارهProposition) ) اختصاص داده؛ سپس با تکیه بر داستان‌های مندنی­پور، ویژگی­ها و نمایه­هایی از چندصدایی و تک­گوییMonologue) ) نمایانده می‌گردد.       *  کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی rostami910@yahoo.com. تاریخ دریافت مقاله: 21/6/88                  تاریخ پذیرش مقاله: 15/8/89