تأثیر صورخیال ادبی برنگارگری مکتب شیراز
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22099/jba.2012.323چکیده
خیال از عناصراساسی شکل گیری یک اثرهنری است. صورتهای خیالی که هنرمندان برای بیان مقاصد واندیشههای خود به کار میگیرند عموماً ریشه درباورهای اساطیری وفرهنگی دارد. ازاین رو میان صورتهای خیالی هنرهای مختلف، نوعی قرابت وخویشاوندی برقرار است و غالباً هنرهای مختلف در به کارگیری صورتهای خیالی، تحت تاثیر یکدیگر هستند.ادبیات ونگارگری از دیرباز در خدمت یکدیگر بودهاند. در حاشیهی نسخ خطی، برای بیان روشنتر متن ادبی، از تصاویر نگارگری استفاده میشد. در حقیقیت، نگارگری بیان تجسّمی متن ادبی بوده و مفاهیم ادبی را با زبان خط ورنگ به تصویر میکشیده است. در مقابل، ادبیات نیز بیان ذهنی وانتزاعی صورت نگاری بوده است.با توجه به پیوند دیرینهی ادبیات و نگارگری، دراین جستار به بررسی تأثیر صور خیال ادبی بر نگارههای مکتب شیراز میپردازیم. به این منظور، ابتدا رابطهی ادبیات و نگارگری را بررسی کرده سپس چگونگی تأثیر پذیری نگارههای مکتب شیراز را از ادبیات تحلیل میکنیم. در این پژوهش به این نکته دست یافتیم که ادبیات و نگارگری رابطهای دیالکتیکی دارند. برای دستیابی به درکی جامع از نگاره ها، باید از مفاهیم ادبی مدد جست و از دیگرسو، نگارگری نیز به مفاهیمِ ادبی تجسّم وعینیّت میبخشد. بنابراین میتوان گفت متن و نگاره ترجمان یکدیگرند.