بررسی نقش کردها و القاعده بر بحران سوریه از منظر ساختار-کارگزار
نویسندگان
1 گروه جغرافیا سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی؛ واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه فرماندهی و کنترل، دانشکده فرماندهی و کنترل، دانشگاه پدافند هوایی، تهران، ایران.
3 گروه جغرافیا سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhgr.2022.320239.1008265چکیده
خاورمیانه را باید عرصه تاختوتاز و قدرتنمایی بازیگران غیردولتی در نظر گرفت. در منطقه خاورمیانه، نظر به مرزهای تصنعی حاصل از توافقنامههای اوایل قرن بیستم و سیالیت قومی در مرزهای کشورها، تعارض موصوف، باعث جدلی بین میدانهای ژئوپلیتیک گشته که این میدانها، توأماً، ساختارها و کارگزارهای ژئوپلیتیک را در خود جایداده و آنتروپی ژئوپلیتیکی را در منطقهایجاد نمودهاند. به دنبال تحولات جهان عرب و آنارشی ژئوپلیتیک در سوریه دو کنشگر مهم یعنی کردها و القاعده (جبهه النصره) در این کشور، بهعنوان کارگزاران ژئوپلیتیک، کدها و بینش ژئوپلیتیکی مخصوص به خود را تعریف نمودهاند که ساختارهایی حاکم را تحت تأثیر قرارداده است. کردها و القاعده شبه دولتهایی را ایجاد کردهاند که از طریق صورتبندی و مفصلبندی گفتمانهای ژئوپلیتیکی، درصدد ورود به عرصه کارگزاری ژئوپلیتیک جهت کنش در میدانهای ژئوپلیتیک میباشند. این تحقیق درصدد است با مطالعه بروی اسناد، مدارک و مصاحبه عمیق با خبرگان در بحران سوریه به بررسی نقش کردها و القاعده از منظر دیالکتیک ساختار-کارگزار از طریق روش علمی بپردازد.پژوهشگر، جامعه آماری تحقیق را در دو گروه کارشناسهای اهل سوریه و مستشاران جمهوری اسامی در سوریه بهعنوان گروه خبره و متخصصان در بخشهای امنیتی، سیاسی و پژوهشی دانشگاهی کشور را به تعداد تقریبی 80 نفر را در گروه کارشناس لحاظ نموده است. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی تحلیلی با رویکرد آمیخته انتخابشده است.نتایج این تحقیق مؤید این واقعیت است که گفتمان مذهبی القاعده و گفتمان قومیتی کردها در سوریه به گفتمان ژئوپلیتیکی تبدیلشده و این دو کارگزار دارای مطامع سرزمینی میباشند. بهعبارتیدیگر در بحران سوریه مذهب، قومیت و ژئوپلیتیک درهمتنیدهاند.